تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ بناكتى ( روضة اولى الالباب في معرفة التواريخ و الانساب ) ( فارسى ) — صفحة 344

مساهمون:

ص٣٤٤
چنان ديد كه به درگاه حق تعالى مىرفتى . دربان بهشت تير و كمان داشت پرسيد كه چيست . او فوايد آن با او تقرير كرد و استعمال آن به وى آموخت . پادشاه را در خاطر آمد كه اين سلاح لايق آن است كه آن ديو را بدان تدارك كنند . چون بيدار شد صورت آن يادداشت . ترتيب كرد و به جنگ ديو رفت و او را بكشت . و در آن زمان ابريشم و جامه‌بافى نبوده و مردم برگ درخت مىپوشيدند . هم در خواب بهشتيان را ديد ، جامه‌هاى خوب پوشيده . حال آن پرسيد و بياموخت . چون بيدار شد ، به تدبير آن مشغول گشت ، تا ابريشم ساخت و جامه بافت و بدوخت و مردم را بياموخت . و در عهد او ارنان « 1 » نام شخصى پيدا شد استادى ماهر ، و كارهاى معظم آغاز كرد . كشتى و گردون و طبق و آلتهاى چوبين او پيدا كرد و شهر ساختن از چوب او بنياد نهاد و تابوت جهت مرده هم او اختراع كرد ، و پيش از آن آدمى مرده را دفن نكردندى و بينداختندى . اين پادشاه فرمود تا مردگان را دفن كنند و از جملهء يساقهاى « 2 » او يكى آن بود كه هر مرده‌اى كه از نسل پادشاهان باشد هفتم روز او را از خانه بيرون برند و در صحرا به موضعى بنهند و هفت ماه آنجا بگذارند . بعد از آن در گور نهند . و بلندى گور ايشان سه قلاج « 3 » باشد و امرا را پنج روز و پنج ماه و بلندى گور [ 146 - پ ] دو قلاج و كسرى ، و درخت سرو بر سر آن بكارند ، و عموم مردم را سه روز و سه ماه و بلندى گور چهار گز و درخت بيد بر سر آن بنشانند . و اين پادشاه نه پاره شهر بنا كرد : دىيوجيو ، سينك‌جيو ، يوجيو ، بين‌جيو ، لانك‌جيو ، جوجيو ، يانك‌جيو « 4 » ، و تمامت را معمور گردانيده به پسر سپرد . بعد از انقضاى دور او [ و ] فرزندان او هژده نفر ، دولت ايشان منقطع شد ، و اللّه اعلم .
هامش
( 1 ) - با : نان . ( 2 ) - يساق در فرهنگها به معانى سياست و فسق و ترتيب آمده ( ر ك : فرهنگ دكتر معين ) و ظاهرا صورتى است از ياسا يعنى قاعده و قانون . ( 3 ) - قلاج به ضم قاف و نيز قولاج ، تركى است ، واحد طول است معادل درازى هر دو دست ، باز . ( 4 ) - نام دو شهر ذكر نشده است .