رعد و برق در هوا پيدا شدى و به وقتى كه خواستندى كه هوا گرم گردد دستها را بر هم زدندى . و در آن زمان هرچند زنان بودهاند ليكن طريق شهوتراندن و مجامعت نمىدانستند ، نفس به نفس رسيدى و زن حامله گشتى و بعد از آن بچه در وجود آمدى .
و بعد ازو تن خوانكشى پادشاه دوم ، نامش تن است و لقبش خوانكشى « 1 » ، و در قديم پادشاهان ايشان را لقب خوانكشى بوده ، و اين زمان شى مىگويند . او را تن همچون تن مار بوده است و ده سر همچون سر آدمى داشته ، و او را سيزده برادر بوده ، و بر همان شيوهء پادشاه اول زندگانى كرده . و در عهد او چون [ 145 - پ ] با يكديگر حساب كردندى بر شاخ گياه يا درخت گره زدندى و از آنجا فهم كردندى .
دى خوانكشى پادشاه چهارم ، او نيز يك تن همچون مار و ده سر آدمى داشته و او را يازده برادر بوده و عادت و شيوهء ايشان همه يكى بوده . اولونكى و شتىكى و جهخونكى و لنكركى و سومين كى « 2 » و شورنشى ، اين شش پادشاه يك طريقه و شيوه داشتهاند . در عهد ايشان درخت ميوهدار پيدا شد و مردم آغاز ميوه خوردن كردند و هنگام گرما بر درختان رفتندى و گاه سرما در سوراخها . و حال آفتاب و ماه در آن زمان فهم كردهاند ، و پيش از آن آتش افروختن نبوده ، و در آن عهد چوب بر چوب ماليدندى تا آتش پيدا شدى و اول خون آهو خوردندى ، بعد از آن سنگ به آتش گرم مىكردند و بر سر سنگ گوشت آهو مىانداختند تا بريان مىشد و مىخوردند و مجموع ايشان برين عادت مىرفتند و هنوز انسانيت بر ايشان اطلاق نرفته بود .
طبقهء دوم
نوكى يازدهم پادشاهان ختاى بوده و ابتداء ظهور اوصاف انسانيت از فهم و ذكا آغاز ازو شده ، و در عهد او علم فال كه ختاييان در اين وقت آن را خوى مىگويند و مانند رمل است اختراع كردهاند ، و بعد از آن در آن باب كتاب ساخت « 3 » و شيوهء زناشوهرى « 4 » و زفاف او آغاز كرده و وضع خط او نهاده و طريقهء حساب و قباله
هامش
( 1 ) - با : خوانكسى .
( 2 ) - با : سومونكى .
( 3 ) - با : ساختهاند .
( 4 ) - زناشويى .