تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ بناكتى ( روضة اولى الالباب في معرفة التواريخ و الانساب ) ( فارسى ) — صفحة 240

مساهمون:

ص٢٤٠
بود ، منهزم گشت . سلطان در آخر خريف عزيمت بغداد كرد ، در ميان گريوهء اسد آباد برف و دمهء عظيم شد ، چنان كه اكثر لشكريان و چهارپايان هلاك‌شدند ، و آن اول نكبتى بود كه به سلطان رسيد . مراجعت نمود . بعد از آن خبر چنگيز خان شنيد ، با لشكر عظيم متوجه او شد ، و با اترار رفت و در آن حدود با لشكر مغول محاربه كرد و از ايشان منهزم گشت و به عراق آمد ، و از آنجا به جزيرهء آبسكون رفت در بحر خزر ، و در سنهء ثمان عشرة و ستمائه ( 618 ) وفات يافت . و او را دو پسر بود : جلال الدين و غياث الدين ، و مدت پادشاهى او بيست و دو سال بود .

سلطان جلال الدين -

بعد از پدر با لشكر مغول محاربات بسيار كرد و به جانب هندوستان رفت و باز مراجعت نمود ، و شرح احوال او در قسم نهم ، كه تاريخ مغول است ، مىآيد . [ 105 - ر ]

سلطان غياث الدين -

بعد از واقعهء پدر به فارس آمد و از آنجا به كرمان رفت ، و گويند اول سلاطين كرمان است ، و براق حاجب در قلعهء گواشير در سنهء خمس و عشرين و ستمائه ( 625 ) او را هلاك‌كرد و دولت خوارزميان به پايان رسيد ، و اللّه الباقى .

طايفهء هفتم - ملوك قهستان

كه ايشان را ملاحده خوانند ، و ايشان هشت تن‌اند . مدت پادشاهى ايشان صد و هفتاد و هفت سال

حسن صباح -

و هو حسن بن على بن محمد بن جعفر بن الحسين بن جعفر بن الحسين « 1 » بن محمد الصباح الحميرى ، پدرش از يمن به كوفه آمد و از كوفه به
هامش
( 1 ) - با : « بن جعفر بن الحسين » را ندارد .