تسعين و خمسمائه ( 590 ) در بازار رى بردار كردند .
يكى از ندماى سلطان طغرل را پيش وزير نظام الملك مسعود « 1 » بردند ، او را گفت : اين همه آوازهء طغرل بك همين بود كه طاقت مقدمهء لشكر پادشاه اسلام نداشت ! آن نديم به وزير گفت :
بيت
ز بيژن فزون بود هومان « 2 » به زور « 3 » * هنر عيب گردد چو برگشت هور
سلطان تكش از رى متوجه همدان شد و اكثر عراق را مستخلص گردانيد ، و در ربيع الاخر « 4 » سنهء ثلث و تسعين و خمسمائه ( 593 ) ملكشاه پسرش كه ولى العهد بود نماند . قطب الدين محمد را ولىعهد گردانيد ، و در سنهء اربع و تسعين ( 594 ) او را به جنگ غاير بكوخان ايغور « 5 » فرستاد . قطب الدين او را با امرا بهم دستگير كرد و پيش پدر فرستاد . غاير بكوخان به جان امان يافت .
بعد از آن سلطان اصفهان بستد و به پسر خود تاج الدين عليشاه داد و از آنجا به محاصرهء قلعهء الموت رفت . صدر الدين محمد وزان در آن قلعه كشته شد . وزير نظام الملك مسعود بن على را كارد زدند . سلطان ، قطب الدين را به قهستان فرستاد و قلعهء ترشيز را چهار ماه محاصره كرد . بعد از آن سلطان از خوارزم عزم ملاحده كرد . چون به نزديك شهرستانه « 6 » به منزل چاه عرب رسيد ، به مرض خناق در نوزدهم ماه رمضان سنهء ست و تسعين و خمسمائه ( 596 ) وفات يافت ، و مدت پادشاهى
هامش
( 1 ) - نظام الملك سعد الدين مسعود بن على ابهرى ، وزير سلطان تكش . ر ك : حاشيهء مجمل فصيحى 2 : 276 به نقل از حبيب السير .
( 2 ) - هومان نام برادر پيران ويسه است و او در جنگ گنابد بر دست بيژن كشته شد ( برهان قاطع ذيل هومان ) .
( 3 ) - م : ز بيژن فروبرد هامان به زور ( ! ) . با : ز بيرون .
( 4 ) - با : ربيع الاول .
( 5 ) - همچنين است در مجمل فصيحى 2 : 274 .
( 6 ) - در قديم اصفهان شامل دو بخش بود : شهرستان يا شهرستانه و يهوديه . ر ك : ترجمهء صورة الارض ، ص 105 .