وفات يافت . بعد از او اتابك زنگى بن مودود چهارده سال پادشاهى كرد و در آخر سنهء احدى و سبعين و خمسمائه ( 571 ) وفات يافت . پسرش اتابك تكله قايممقام شد و مدت بيست سال پادشاهى كرد در فارس ، و در سنهء احدى و سبعين و خمسمائه ( 591 ) وفات يافت « 1 » .
السلطان غياث الدين ابو شجاع محمد بن محمود سلجوقى -
بعد از پدر پادشاه شد و بغداد را محاصره كرد . در اثناى حال شنيد كه برادرش ملكشاه و اتابك ايلدگز ، كه شوهر مادر ارسلان بن طغرل بود ، با ارسلان بهم همدان را محاصره كردهاند . بدان سبب بازگرديد تا دفع ايشان كند . به همدان آمد ، ايشان منهزم شدند و او عازم بلاد ايلدگز گشت و به علت سل وفات يافت در سنهء اربع و خمسين و خمسمائه ( 554 ) . در حالت نزع فرمود تا امراى لشكر برنشستند و تمامت اموال و اسباب كه در خزاين بود و غلامان و كنيزكان را بر وى عرضه كردند . از منظرى به آنها نظر كرد و بگريست و گفت : اين همه امرا و لشكريان و حشم و خدم و زر و جواهر و لآلى يك ذره رنج من كمتر نمىتوانند كرد و يك لحظه بر عمر من نمىتوانند افزود . بدبخت كسانى كه در جميع عمر به اسباب دنيوى سعى نمايند ! و جملهء آن اموال به حاضران بخشيد . و پسرى طفل داشت ، گفت : دانم كه امرا مطيع او نشوند و او را به اقسنقور احمد دميلى كه والى مراغه بود سپرد . و مدت پادشاهى او سه سال و چهار ماه بود .
[ السلطان ] مؤيد الدين ابو الحارث سليمان شاه بن محمد بن مسعود -
بعد از غياث الدين [ 102 - پ ] امرا مخالفت كردند : بعضى به ملكشاه برادرش مايل شدند و بعضى به سليمانشاه كه عم ايشان بود . چون سليمانشاه به اصفهان رسيد ، اتابك تكلهء فارس و شملهء تركان والى خوزستان با وى بودند ، پسر قاضى صدر الدين خجندى اصفهان را به وى سپرد . او لشكرى را كه در حدود همدان بود طلب داشت ، مطاوعت ننمودند . سليمانشاه به محاربهء ايشان رفت و گرفتار شد و در ربيع الاول سنهء ست و خمسين و خمسمائه ( 556 ) او را خفه كردند . و مدت پادشاهى او شش ماه بود .
هامش
( 1 ) - اين بند يعنى شرح پادشاهى سلطان مغيث الدين از نسخهء با افتاده است .