تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ بناكتى ( روضة اولى الالباب في معرفة التواريخ و الانساب ) ( فارسى ) — صفحة 231

مساهمون:

ص٢٣١
شعر
جملهء ما آت « 1 » در يك بيت منظوم آمدست * بشنو اى صاحب نظام الملك مولانا حسن شرط و تعبير « 2 » و تعجب مدت و نفى و خبر * جحد و انكار وصله تفخيم و استفهام و من
و از ايمه امام الحرمين معاصر بود . در سنهء سبع و سبعين و اربعمائه ( 477 ) وفات يافت ، و مدت پادشاهى او بيست و سه سال بود .

السلطان ركن الدين ابو الفوارس بر كيارق بن ملكشاه -

ولى العهد پدر بود ، به حكم وصايت قايم‌مقام شد و با برادران محمود و محمد محاربات كرد ، و محمود در ايام وى [ 101 - پ ] وفات يافت ، و حسن بن على صباح الحميرى خروج كرد ، و عبد الملك بن عطاش را به اصفهان فرستاد تا آن ولايت بگرفت ، و سلطان بر كيارق در سنهء تسع و ثمانين و اربعمائه ( 489 ) وفات يافت ، و مدت پادشاهى او دوازده سال بود .

السلطان غياث الدين ابو شجاع محمد ملكشاه -

بعد از برادر پادشاه شد و قصد بغداد كرد . اياز و صدقه كه غلامان پدرش بودند با او مصاف دادند . صدقه به قتل آمد و اياز اسير شد . چون مراجعت نمود به حصار شاه رفت . عبد الملك بن عطاش او را از در فروآورد و به خوارى هلاك‌كرد در سنهء اثنتين و خمسمائه ( 502 ) ، و مدت پادشاهى او سيزده سال بود .

السلطان معز الدوله ابو الحارث سنجر بن ملكشاه -

در ايام برادران ملك خراسان بود . بعد از آن سلطان شد . مغيث الدين ابو القاسم محمود بن محمد بر وى خروج كرد و منهزم شد . بعد از آن به خدمت آمد و عذر خواست . سلطان نيابت خود در عراق به وى داد و ابو القاسم بعد از چهار سال نماند ، و در زمان او [ غزان ] از جيحون گذشتند ، و مدبر الملك عجمى كه وزير سلطان بود ، سلطان را بر آن داشت تا بر ايشان تاخت ، و سلطان اسير شد و غزان ملك خراسان و كرمان و فارس
هامش
( 1 ) - يعنى اقسام « ما » در زبان عربى . ( 2 ) - چنين است در هر دو نسخه ، شايد : تفسير .