آورد و ركن الدين لقب يافت و به خراسان مراجعت كرد و در سنهء اثنتين و اربعين و اربعمائه ( 442 ) وفات يافت ، و مدت پادشاهى او ده سال بود .
السلطان عز الدين ابو شجاع الب ارسلان محمد بن طغرل بك -
پادشاهى بغايت مهيب و دلاور بود . به همهء [ 101 - ر ] جهان تاختن كرد . با فضلويه به فارس رفت و فارس بگرفت . و مدت هشتاد و پنج سال از آخر ايام ديالمه تا ظهور رايت دولت سلغريان در قبضهء تملك سلجوقيان بود ، و در اين مدت هفت تن از نيابت ايشان حاكم بودهاند : اول فضلويه شبانكاره . دوم ركن الدين خمارتگين . سيم اتابك جلال الدين جاولى ، و قمع شبانكاره از فارس بر دست او شد . چهارم اتابك قراجه . پنجم اتابك منكو . ششم اتابك بوزابه « 1 » . هفتم ملكشاه سلجوقى .
و سلطان عز الدين الب ارسلان با دوازده هزار سوار به ارمانيوس قيصر روم رسيد و او سى هزار سوار داشت . ايشان را منهزم گردانيد و قيصر اسير گشت به دست غلامى رومى كه بغايت حقير بود چنان كه عارض به وقت عرض لشكر نام وى نمىنوشت . سعد الدوله شحنهء بغداد گفت : بنويس ، شايد كه ملك روم را بگيرد ، و به تقرير آنكه ارمانيوس قيصر هر روز هزار دينار بدهد امانش « 2 » داد .
و در آخر عهد روى به ماوراء النهر نهاد . قلعهء برم « 3 » را بگرفت . كوتوال را بياوردند . از وى سخنى پرسيد . راست نگفت . سلطان فرمود تا وى را سياست كنند . او كارد بركشيد و قصد سلطان كرد . غلامان قصد او كردند ، سلطان نگذاشت ، خواست تا او را تير زند ، چون اجل سلطان رسيده بود تير خطا شد ، و او به سلطان رسيد و كارد [ بر شكم سلطان ] زد و سلطان را هلاككرد در سنهء اربع و خمسين و اربعمائه ( 454 ) ، و مدت پادشاهى او دوازده سال بود .
السلطان معز الدين ابو الفتح ملكشاه بن الب ارسلان -
پادشاهى عالم عادل بود . بيشتر ممالك عالم در تحت تصرف آورد ، و نظام الملك حسن وزير او بود ، و اين بيت در جواب سؤال او گفتهاند :
هامش
( 1 ) - با : قوزابه ( ! ) .
( 2 ) - با : خلاص و امانش .
( 3 ) - با : رزم . و ظاهرا ضبط متن درست است .