شهرستان « 1 » ، و مدت خلافت او ده ماه و يازده روز بود .
و در نوزدهم رجب سنهء سبع و ستين و خمسمائه ( 567 ) ايل ارسلان بن اتسز در خوارزم وفات يافت و مدت پادشاهى او قريب ده سال بود و پسر كهتر او سلطان - شاه كه ولى العهد بود قايممقام او شد در ايام مستضى ، و مستنجد در سنهء ست و ستين و خمسمائه ( 566 ) وفات يافت و مدت خلافت او ده سال بود .
المستضىء بامر الله ابو محمد الحسن بن المستنجد -
سى و سهام خلفاى بنى العباس بود و پنجاه و دوم به نسبت با نبى عليه السلام . بعد از پدر خليفه شد ، و در عهد او ملك غور بر بلاد هند و غزنه ، و خوارزمشاه بر خراسان ، و سلجوقيان بر عراق مستولى شدند و در زمان مستنجد اقسنغر صاحب مراغه از دارالخلافه التماس كرد تا خطبهء سلطنت به نام پسر « 2 » سلطان محمد شاه بن محمد سلجوقى كه مربى او بود كند . اين خبر در همدان به اتابك ايلدگز رسيد . از آن قصه « 3 » برنجيد و پسر خود جهان پهلوان را با لشكرى به جنگ اقسنغر فرستاد و مصاف دادند .
اقسنغر بگريخت و به قلعهء رويين دز رفت كه به حدود مراغه است . جهان پهلوان محمد آن را محاصره كرد و عاقبت صلح كردند و جهان پهلوان پيش پدر مراجعت فرمود ، و اين حال در سنهء ثلاث و ستين و خمسمائه ( 563 ) [ و گويند در سنهء سبع و ستين و خمسمائه ( 567 ) ] بود .
و در سنهء سبع و ستين و خمسمائه اتابك ايلدگز در همدان نماند و پسرش جهان - پهلوان اتابك شد ، و عظمت و شوكتى تمام داشت ، چنان كه چون سلطان طغرل بن ارسلان به سلطنت نشست ، اسم او به سلطانى به مجرد خطبه و سكه بود و حاكم مطلق جهان پهلوان بود . و چون اقسنغر به مراغه نماند و پسرش فلك الدين به جاى او نشست به جهت آنكه تبريز با تصرف گرفتهبود ، [ 90 - ر ] جهان پهلوان لشكر كشيد و فلك الدين را در رويين دز محاصره كرد و برادر خويش قزل ارسلان را به محاصرهء تبريز فرستاد و لشكر مراغه دو كس را از آن او بگرفتند و به شهر بردند . قاضى
هامش
( 1 ) - م : شهرستانه ، متن از « با » . اصفهان دو بخش بوده است به نامهاى يهوديه و شهرستان كه از يكديگر دو ميل فاصله داشتهاند . ر ك : ترجمهء سورة الارض ، ص 105 .
( 2 ) - با : اتسز .
( 3 ) - با : قضيه .