هفده سال بود .
القادر بالله ابو العباس احمد بن اسحق بن المقتدر « 1 » -
بيست و پنجم خلفاى بنى العباس بود و چهل و چهارم به نسبت با نبى صلى اللّه عليه و سلم . مردى صاحب رأى و تدبير بود و ملوك ديلم او را عزتى تمام داشتندى . هر دوشنبه و پنجشنبه به ديوان مظالم حاضرشدى در خانهء خود ، و از خلفاى بنى العباس كسى به درازى عمر او نبود ، به مرگ طبيعى نماند . وزير او ابو الفضل حاجب بن النعمان بود و امير خراسان نوح بن منصور بن نوح .
و آل سامان كه امراى خراسان و حاميان خطهء ايمان بودند نه پادشاهاند و عهد ايشان خوشترين عهدها بود و نام ايشان در اين رباعى است :
نه تن بودند آل سامان به ظهور * گشته به امارت خراسان مشهور
اسماعيلى « 2 » و احمدى و نصرى * دو نوح دو عبد الملك و دو منصور
چون سلطان يمين الدوله محمود بن سبكتگين ، عبد الملك بن نوح را بر درى مرو « 3 » هزيمت كرد ، روز دوشنبه بيست و هفتم جمادى الاول سنهء تسع و ثمانين و ثلثمائه ( 389 ) ملك خراسان او را مسلم شد و ارسلان ايلبك بن نصر بن على به بخارا آمد و عبد الملك بن نوح از سپاه ايشان بگريخت و ماوراء النهر او را شد ، و تمامت خراسان سلطان محمود ضبط كرد و دار الملك خود را در غزنين ساخت .
و در زمان قادر ، ابو عثمان سعيد بن سلام المغربى يگانهء عصر بود . صحبت ابن الكاتب و حبيب مغربى و ابا عمرو زجاجى « 4 » دريافت و ابن صايغ « 5 » و نهر جورى را ديد در سنهء ثلث و سبعين و ثلثمائه ( 373 ) ، در نيشابور وفات يافت . گفت : تقوى وقوف است مع الحدود ، و آنكه تقصير نكند در آن و درنگذرد از آن . و گفت :
هر كه برگزيند صحبت توانگران بر درويشان ، حق تعالى وى را به مرگ دل مبتلا گرداند .
هامش
( 1 ) - در تجارب السلف ( 252 ) « احمد بن اسحاق المقتدر » آمده ، اما متن حاضر درست است . ر ك : كامل 9 : 51 و 65 .
( 2 ) - م : ابراهيمى ، متن از « با » .
( 3 ) - در مرو .
( 4 ) - ابو عمرو ابراهيم ( يا محمد بن ابراهيم ) يكى از مشاهير مشايخ متصوفه بود . ر ك : لغتنامهء دهخدا ذيل ابو عمرو زجاجى .
( 5 ) - م : ابن صايع ، با : ابن صانع . كه مجمل فصيحى : ابن صابع ( ؟ ) . متن تصحيح قياسى است .