تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ بناكتى ( روضة اولى الالباب في معرفة التواريخ و الانساب ) ( فارسى ) — صفحة 166

مساهمون:

ص١٦٦
حكايت - آورده‌اند كه در زمان معتصم بابك خرمى خروج كرد و او زنديق بود و خداى عز و جل را انكاركردى و به حرام و حلال ايمان نداشتى و امر و نهى را حق ندانستى . و گويند مادر او از ديهى بود از اعمال آذربايجان . مردى از قبطيان سواد عراق باوى به سفاح نزديكى كرد و بابك ازو متولد شد . مقدسى در تاريخ آورده است كه از زنادقه و دزدان و بد دينان بيست هزار سوار بر وى جمع شدند و هزار بار هزار « 1 » مسلمان بكشتند . خليفه افشين بن كاوس را به حرب او فرستاد و بلاد آذربايجان به وى داد . افشين او را گرفته ، به خدمت خليفه فرستاد . معتصم [ 74 - ر ] فرمود تا او را مثله كردند و سر او را روز آدينه چهاردهم ماه رمضان سنهء ثلث و عشرين و مائتين ( 223 ) در بغداد بر سر جسر بياويختند . و درهمين سال توفيل بن ميخائيل قيصر روم خروج كرد و معتصم به مصاف او رفت و فتح عموريه كرد . و در ايام او قاضى القضاة احمد بن ابى داود بود ، و از فقهاى بزرگ اسماعيل مزنى و ربيع مرادى . و معتصم ميل به اعتزال داشت و معتقد خفض الفرد بود . و او را هشت پسر بود و هشت دختر ، و ازو سه پسر ماندند : هارون ، جعفر ، محمد . و او را خليفهء مثمن گفتندى ، سبب آنكه هشتم خليفه از بنى عباس و هشتم بطن بود . و در سنهء ثمانين و مائه ( 189 ) در خلد بغداد در وجود آمد و چهل و هشت سال بزيست و در سبع و عشرين و مائتين ( 227 ) در سر من رأى وفات يافت و مدت خلافت او هشت سال و هشت ماه و هشت روز بود « 2 » .

الواثق بالله ابو جعفر هارون -

نهم خلفاى بنى العباس بود و بيست و هشتم به نسبت با نبى صلى اللّه عليه و آله . مادرش ام ولد قراطيس بود . بعد از پدر بر سرير خلافت نشست و به مأمون تشبه كردى و او را مأمون الاصغر گفتندى . و او را پسرى
هامش
( 1 ) - يك ميليون . ( 2 ) - اين عبارات در نسخهء اصل ( م ) درهمين جا درج شده كه چون مربوط به مطلب نبود در حاشيه مىآوريم : « بر دست ابراهيم غزفهء غوبى كه در ابتداى اسلام به نظام آمده بود ايمان آورد و عيسى پسرش دايما با صلحا صحبت داشت . خالد ذو النون مصر عز العريز نام و آدم ، طيفور ، على ازو در وجود آمدند و بعد از چهار سال پدرش نماند . »
تاريخ بناكتى ( روضة اولى الالباب في معرفة التواريخ و الانساب ) ( فارسى ) — صفحة 166 | جعفر شعار / داود بن محمد بناكتى ( فخر البناكتى )