جهت عذاب مردمان ساخته بود هلاك كرد . و در ايام او قاضى محمد بن سماعه صاحب محمد بن الحسن الشيبانى و او صد ساله بود و يحيى بن معين در سنهء ثلث و ثلثين و مائتين ( 233 ) وفات يافتند .
و در سنهء خمس و ثلثين و مائتين ( 235 ) قاضى احمد بن ابى داود و پسرش ابو الوليد محمد بن احمد را متوكل از قضا معزول كرد و از ابو الوليد صد و بيست هزار دينار و جوهرى كه چهل هزار دينار ارزيد بستد ، و ابو محمد يحيى بن اكثم را قاضى القضاة گردانيد . و در سنهء اربعين و مائتين ( 240 ) شيخ ابو حامد احمد بن خضرويه البلخى و او نود و پنج ساله بود وفات يافت . احمد را زنى بود فاطمه نام دختر امير بلخ بود ، ترك شغل دنيا كرده در طريقت آيتى بود ، با احمد به زيارت بايزيد رفت و نقاب از روى برداشت و گستاخوار سخن مىگفت . احمد از آن متغير شد ، و چون احمد درمىآمد روى مىپوشيد . احمد گفت برعكس اين مىبايد ، روى از من پوشيدن و از بايزيد نپوشيدن چه معنى دارد ! فاطمه گفت : از آنكه تو محرم طبيعت منى و بايزيد محرم طريقت ، از تو به هوا « 1 » رسم و از وى به خدا .
دليل برين سخن آن است كه او از صحبت من [ 75 - پ ] بىنياز است و تو به من محتاجى . احمد گفت : هر كه خدمت درويشان كند به سه چيز مكرم شود : به تواضع و حسن ادب و سخاوت .
و هم در اين سال قاضى ابو عبد اللّه احمد بن ابى داود بعد از وفات پسرش ابو الوليد به بيست روز وفات يافت ، و هم در اين سال ابو جعفر محمد بن عبد اللّه الاسكافى و امام احمد بن محمد بن حنبل و ابو الحسن احمد بن محمد بن عبد اللّه بن القاسم بن نافع بن ابى مرة « 2 » المؤذن المكى البزى القارى وفات يافتند . و در سنهء اثنى و اربعين و مائتين ( 142 ) ابو عمرو عبد الرحمن بن احمد بن بشير بن ذكران القرشى الدمشقى وفات يافت ، و در سنهء ثلث و اربعين و مائتين ( 243 ) شيخ ابو عبد اللّه حارث بن اسد المحاسبى در بغداد نماند . اصلش از بصره بود و در وقت خود شيخ - المشايخ بغداد بود .
شيخ ابو عبد اللّه خفيف گويد : بر پنج كس از پيران ما اقتدا كنيد و به حال
هامش
( 1 ) - هوى .
( 2 ) - با : ابى براة .