تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ بناكتى ( روضة اولى الالباب في معرفة التواريخ و الانساب ) ( فارسى ) — صفحة 165

مساهمون:

ص١٦٥
و من مقر نشدم تا عاقبت رهايى يافتم ، بر باطل چنين صبر كردم تو كه بر حقى اوليتر « 1 » . احمد گفت : آن سخن مرا قوتى داد . پس او را مىزدند و او پير بود و ضعيف ، او را بر عقابين كشيدند و سى و هشت تازيانه بزدند كه قرآن را مخلوق گويد و نگفت . در آن ميان بند از ارش گشاده شد و دستهاى او را بسته بودند و دستى از غيب پديد آمد و بند از ارش را ببست . چون آن بديدند ، او را [ 73 - پ ] رها كردند ، و هم در آن وقت وفات يافت ، و در آخر عمر قومى او را گفتند : چه‌گويى در قومى كه ترا زدند ؟ گفت : ايشان پنداشتند كه من بر باطلم ، از براى حق مرا مىزدند ، به مجرد اين زخم به قيامت با ايشان هيچ خصومت ندارم . و در پنجم ماه ذوالحجه سنهء تسع‌عشر و مائتين ( 219 ) محمد بن على بن موسى - الكاظم در بغداد وفات يافت ، و در سنهء عشرين و مائتين ( 220 ) ابو عيسى خلاد بن خليد الكوفى القارى نماند . و در سنهء ثلث و عشرين و مائتين ( 223 ) عمرو بن مرزوق الباهلى البصرى و ابو النعمان عازم بن محمد بن الفضل السدوسى و ابو ايوب سليمان ابن جرير الراسخى البصرى الازدى و سعيد بن الحكيم بن ابى مريم البصرى و احمد ابن عبد اللّه العرابى و سليمان الشاد كوفى و على المدينى كه از نقلهء اخبار و عظماء اصحاب حديث بودند وفات يافتند . و در سنهء ست و عشرين و مائتين ( 226 ) ابو دلف القسم بن عيسى العجلى و قالون عيسى بن مينا المدنى القارى وفات يافتند ، و در سنهء سبع و عشرين و مائتين ( 227 ) و گويند سبع و خمسين و مائتين ( 257 ) بشر حافى مروزى در بغداد وفات يافت ، ابو نصر كنيت داشت و مريد خال خود ابو على حشرم بود . گفت : مصطفى را در خواب ديدم ، گفت : اى بشر ، مىدانى حق تعالى چرا ترا از ميان هم‌سران خود برگزيد و بركشيد ؟ گفتم : نه ، يا رسول اللّه . گفت : به متابعت سنت من و خدمت صالحان كردن و نصيحت‌كردن برادران و دوستى صحابه و اهل بيت من ، اين است كه ترا به منازل نيكان رسانيد . و درهمين سال ابو الوليد هشام بن عبد الملك الطيالسى و او نود « 2 » و سه ساله بود و عبد اللّه بن عبد الوهاب الحجبى و ابراهيم بن بشار الميعادى الرمادى و محمد ابن كثير العبدى وفات يافتند .
هامش
( 1 ) - با : اوليترى . ( 2 ) - با : پنجاه .