تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ بناكتى ( روضة اولى الالباب في معرفة التواريخ و الانساب ) ( فارسى ) — صفحة 164

مساهمون:

ص١٦٤
گويند فرود آمد و لشكرها به اطراف روم فرستاد . روزى بر لب آن آب نشسته بود و پايها در آب كرده خرماى بسيار بخورد لرزه بر وى افتاد و رنجور شد و در شب [ 73 - ر ] پنجشنبه هفدهم ماه رجب سال مذكور وفات يافت . و آن روز مأمون خليفه چهل و هشت ساله بود و مرقد او را به طرسوس بردند و آنجا دفن كردند ، و در مرثيهء او ابو سعيد مخزومى گويد : شعر
هل رأيت النجوم اغنت عن * المأمون او عن ملكه المرسوس خلفوه بعرصتى طرسوس * مثل ما خلفا اباه بطوس
و مدت خلافت او بيست سال و پنج ماه و بيست و دو روز بود ، و مادرش مراجل بادغيسيه « 1 » بود و از خلفا كه هزار هزار درم به يك كس بخشيدى او بود . بعد ازو هيچ كس احياء سنت پسنديده نكرد .

المعتصم ابو اسحاق محمد بن الرشيد -

هشتم خلفاى بنى العباس بود و بيست و هفتم به نسبت با نبى صلى اللّه عليه و آله . مادرش ام ولد مارده بنت شبيب بود . بعد از برادر او به خلافت نشست و به بغداد آمد و امور ملك را انتظام داد ، و اول كسى بود كه روى به تربيت تركان آورد ، سامره را بنا كرد و دارالخلافه ساخت و عموريه را در روم فتح كرد و درش را به بغداد آورد و نود هزار غلام ترك بخريد . و عظيم شجاع و دلاور بود و قوتى او « 2 » تا غايتى بود كه نقش از درست « 3 » به انگشت ببردى . وزارت به محمد بن عبد الملك الزيات داد و در زمان او در سنهء تسع عشر و مائتين ابو نعيم الفضل بن ركين مولى طلحة بن عبد اللّه به كوفه ، و بشر بن غياث - المريسى و عبد الرحمن بن الرجا البغدادى وفات يافتند . و در اين سال معتصم ، امام احمد بن حنبل را سى و هشت تازيانه بزد ليقول بخلق القرآن « 4 » . حكايت - آورده‌اند كه در بغداد چون معتزله غلبه كردند ، گفتند : او را تكليف بايد كرد تا قرآن را مخلوق گويد . پس او را به سراى خليفه بردند . سرهنگى بر در بود ، گفت : اى امام ، زنهار كه مردانه باشى كه من دزدى كردم ، هزار چوبم بزدند
هامش
( 1 ) - م : مراحيل باغيسيه . با : مراحيل بادغيسيه . مراجل صحيح است ، ر ك : تاريخ طبرى 3 : 758 و كامل 5 : 593 . ( 2 ) - قوت او ، ياء حرف اضافه است . ( 3 ) - درست - سيم و زر مسكوك ، سكهء تمام عيار . ( 4 ) - ر ك : به سطور بعد .