تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روضات الجنات في اوصاف مدينه هرات ( فارسى ) — صفحة 48

مساهمون:

ص٤٨
ز دريا در برآرد مرد غواص * بكم مدت شود بر تاجها خاص
و از طلوع آن آفتاب اوج عز و جلال ، و نير برج سعادت و اقبال ، [ ع ] :
همه افلاك شد روشن ، همه آفاق شد خرم
از طنطنهء طبل شادمانى ، و دبدبهء كوس كامرانى صداى بشارت ، و بشرناه بغلام عليم ، در تجاويف گنبد خضرا افتاده ، و از نواى روح‌افزاى رامشگران ، و زمزمهء چنگ بر قانون خنياگران ، صوفيان صافى نهاد افلاك در چرخ آمدند ،

[ من قران سعدين ] ( امير ) خسرو :

چنگ سرافكنده سر انداخته * موى بمويش ز هنر ساخته پرده ز ابريشم و از مو طناب * گاه بريشم گرو گه موى تاب گه چو دل سوختگان فراق * ناى فغان كرده به راه عراق كرده بهر دست ز آواز تن * زير هرانگشت هزاران هنر
و باغ زاغان را چون دم طاوس از الوان ملابس و انواع نفايس آراسته كرده ، تعبيها ساختند و صنايع و بدايع پرداخت ، و بعد از آنكه مدت سور و مسرت بغايت رسيده و روزگار عيش و عشرت بنهايت كشيد طوى بزرگ ساخته اعيان ملك و اركان دولت را تشريفات فاخر بخشيدند ، [ و حضرت صاحب‌قرانى از استماع اين خبر بغايت مسرور و مبتهج گشته بشارت رسانرا بفوايد كرم و مواهب دينار و درم از اقران ممتاز و از جهانيان بىنياز گردانيد ، ] چون ديگر مآثر احوال و صوادر افعال شاهزاده شاهرخ بهادر در محل ( خود ) روضهء ديگر را زينت خواهد [ داد ] ، اكنون بذكر حوادث و وقايع هرات شروع ميرود .
روضات الجنات في اوصاف مدينه هرات ( فارسى ) — صفحة 48 | سيد محمد كاظم امام / معين الدين محمد زمچى اسفزارى