روضهء يازدهم در [ بيان ] بعضى وقايع و حوادث كه در هرات واقع شده از قديم و حادث
چمن نخستين « 1 » بعضى از آنچه در تاريخ شيخ عبد الرحمن فامى آمده :
اول : ظهور جماعت لغريان « 2 » كه اصحاب و اتباع اساسيس بودند ، و ايشان قريب بسيصد هزار مرد بودهاند ، داود بن كزاز الباهلى كه از قبل منصور خليفه والى هرات ( بود ) ، در سنهء خمسين و مايه قصد ايشان كرد ، چون بسيار بودند داود ( را ) در ميان گرفته چهار ماه محاصره داشتند ، [ از ماه شعبان تا شهر ذىقعده ] چون خبر ايشان بمهدى خليفه رسيد كس بمعاذبن مسلم فرستاد كه در نشابور بود ، و حماد بن عمره را همراه او كرد ، و خازم بن خزيمه را امير لشكر ساخته [ بمدد او فرستاد ] ، و ايشان در سنهء احدى و خمسين و مايه باساسيس رسيدند ، و او به حكم : قل جاء الحق و زهق الباطل ، هزيمت نمود ، و سى هزار كس ازيشان در معركه كشته شد ، و يازده هزار اسير گشت ، خازم فرمود تا اسيرانرا ( نيز ) بقتل آوردند .
ديگر : در سنهء ست و مائتين خوارج خروج كرده بودند ، عبد الرحمن بن عبد إله [ ابن ] عمار از نشابور بهرات آمد بجنگ خوارج ، و سر خوارج - كه بركنده باد - حمزه بود ، و خلق بسيار بمدد عبد الرحمن جمع شدند ، و در صحراى كارزارگاه - كه [ حالا ] از جهت
هامش
( 1 ) - در نسخ مورد استفاده بعد از ذكر عنوان ( روضه يازدهم ) بلافاصله مطالب چمن اول شروع شده است ظاهرا ذكر عبارت « چمن اول » از خود مصنف فوت شده است براى حفظ سياقت ابواب عبارت « چمن نخستين » در اينجا افزوده شده .
( 2 ) - به صفحه 381 و 537 جلد اول مراجعه شود .