[ و تعذيب ، و تعريك ، و اسرت ، ] و ويرانى مواضع و پريشانى خلايق ، در هيچ زمان و مكان - الا ما شا إله - وقوع نيافته باشد .
[ و از همه صعبتر آنكه جمعى ديگر گناهى كرده باشند و چندين هزار مسلمان كه در آن قضيه هيچگونه گناه بلكه رضا نداشتهاند به عذاب ، و عقوبت ، و نكال و صعوبت هلاك ، و مبتلا گردند ، ] چنان كه نقل است كه : شخصى از بام افتاده بر گردن ديگرى آمد آنشخص كه از بام خطا شده بود سلامت يافت و آن ديگرى بر شرف هلاك افتاد ، يكى از دوستان او پرسيد كه حال چيست ؟ گفت : چه حال ازين بتر باشد ، كه شخصى ديگر از بام افتاده و مرا بعوض او مىبايد مرد .
[ و بعد از حدوث اين واقعه تا مدتى در گويها ، و بازارها مرده و كشته بر يكديگر افتاده منتن گشته بود ، كه هيچكس را ياراى آن نبود كه تجهيز و تكفين ايشان كند ، و مسلمانان آنچه زنده مانده بودند ، با اهل و عيال از اوطان جلا شده پايمال محنت و اذلال ، و دستخوش تعرض جهال و ارذال گشتند ، ] حفظ إله تعالى زماننا و مكاننا من تلك الاحوال .
روضات الجنات في اوصاف مدينه هرات ( فارسى ) — صفحة 45
مساهمون: سيد محمد كاظم امام
ص٤٥