روضهء دهم در تفويض نمودن [ حضرت ] صاحبقرانى ممالك خراسان را بشاهزاده شاهرخ سلطان
در سنهء تسع و تسعين و سبعمايه كه نهال اقبال شاهزادهء جوانبخت جهانگير ، پادشاه خورشيد تاج ، جمشيد سرير ، معين السلطنت و الدنيا و الدين شاهرخ بهادر ، از رشحات سحاب عواطف سبحانى ، در بهار دولت و تربيت حضرت صاحبقرانى مورق و مورد گشته بود ، و قامت با استقامت رايت [ سعادة ] پر كمالش بر اوج رفعت بالا كشيده ،
[ بيت ] :
رايت قد سرافراز تو سرويست بلند * كه برحمت بسر خلق خدا سايه فكند
حضرت صاحبقرانى ، نظر بر صلاح حال رعايا ، ( و ) تقويت دين مسلمانى ، و مصلحت امور شاهى و جهانبانى ممالك خراسان را كه واسطهء عقد اقاليم آفاق ، و سرآمدهء تمامى بلاد روى زمين على الاطلاق است از اقصاى مازندران تا حدود هندوستان بوى ارزانى فرمود ، و آن پادشاه اسلامپناه كريم الاخلاق بآثار سنيه و اوصاف مرضيه بمرور ايام بامداد توفيقات حضرت ملك علام ، از سرحد ختاى تا اقصاى روم و شام مسخر ساخت ،
لحافظ :
تيغى كه آفتابش از فيض خود دهد نور * يكسر جهان بگيرد بىمنت سپاهى
و از امراى عاليشان مثل : سليمان شاه ، و مغراب جاكو ، و سيد خواجه [ ولد شيخ على بهادر ] ، و عبد الصمد حاجى سيف الدين ، و حسن جاندار ، و ملكت ، [ و پسرش ] ، و جمعى ديگر را على هذا القياس تعيين فرمود ، كه با كوچ در ملازمتش بخراسان روند ، پس