تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روضات الجنات في اوصاف مدينه هرات ( فارسى ) — صفحة 47

مساهمون:

ص٤٧
پسر پدر را وداع كرده بطالع سعد و وقت ميمون عزيمت فرمود ، و چون بنواحى ججكتو رسيد ، امير آقبوقا كه حاكم [ بلدهء ] هرات بود ، با علما و سادات و اكابر و اشراف باستقبال آمده ، قاعدهء نثار و ساچق « 1 » و پيشكش تمهيد نمودند ، و جمع حكام و ملوك و سرداران حدود و اطراف خراسان بشرف تقبيل آستان عاليشان سبقت [ و مبادرت ] نموده ، وظايف بندگى و طاعت‌دارى بظهور آوردند ، و زمستان اين سال در مرابع و مراتع مازندران - كه در فصل شتا بهاريست رشك رياض رضوان ، و طيره‌گر مرغزار جنان - چنان كه گفته‌اند ، بيت :
نيست جائى خوشتر از مازندران * يا الهى خيمهء ما زن در آن
اتفاقا قشلاقى فرمود ، و يكى از ميامن خاك پاك خراسان [ و بركات ] مآثر اين بقعهء فردوس‌نشان كه قرين روزگار فرخنده آثار [ پادشاه ] شاهرخى گشت ، ولادت ( با ) سعادت [ خلاصهء ] امتزاج اركان و عناصر سلطنت ، نتيجهء ازدواج اعراض و جواهر مكنت و عظمت ،

[ للشيخ نظامى قدس سره ] :

سريرافروز اقليم معانى * ولايت گير ملك كامرانى برافرازندهء اورنگ شاهى * حوالتگاه تأييد الهى
معز السلطنه و الدين بايسنقر بهادر بود ، كه در [ بيست و يكم ] ذى حجه مذكوره در بلدهء هرات بطالع جوزا اتفاق افتاد .

[ و منه ايضا ] :

نخست اقبال بر دوزد كلاهى * چو وقت آيد نهد بر فرق شاهى
هامش
( 1 ) - ساچق : بكسر جيم پارسى هدايا كه داماد به خانه عروس فرستد و در اين‌جا مطلق هدايا مراد است .
روضات الجنات في اوصاف مدينه هرات ( فارسى ) — صفحة 47 | سيد محمد كاظم امام / معين الدين محمد زمچى اسفزارى