تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روضات الجنات في اوصاف مدينه هرات ( فارسى ) — صفحة 50

مساهمون:

ص٥٠
تحريف و غلط عوام بگازرگاه شهرت يافته - حرب عظيم كردند . و خلق فراوان كشته شدند ، از هردو گروه ، و آن كشتگان را در هفت چاه دفن كردند ، و مردم آنجا به زيارت مىآمدند ، و به آن مقام تبرك ميجستند ، و آنجا خانها ساختند ، و كاريزها كندند ، وديهى شد ، تا وقتى كه شيخ اسمعيل صوفى كه بشيخ عمويه مشهور است ، آنجا مسجد جامع و رباطى متصل به يكديگر بساخت ، و شيخ الاسلام خواجه عبد إله انصارى قدس إله سره ، [ كه مقتداى اهل هرات بود ، ] بدان مقام ميل تمام داشت ، و مردم بموافقت آنحضرت عزيزان خود در آنجا دفن ميكردند ، تا شيخ الاسلام را وفات رسيد ، آنجا مدفون گشت ، رغبت مردم به زيارت ( آنجا بيشتر ) شد ، [ زندگان نيز وصيت ميكردند كه بعد از موت ايشان را در آنموضع دفن سازند ، و بزرگان بسيار چون : شيخ الاسلام عبد إله انصارى ، و پسرش شيخ عبد إله الهادى - كه در شميران بر دست ملاحده شهيد شد ، چنانچه مذكور خواهد گشت - ، و شيخ ابو عطيه جابر انصارى قدس اللّه اسرارهم ، و بسيارى ديگر از اهل زهد و علم كه هريك يگانهء عالم بوده ، آنجا آسوده‌اند ، ] و در آن بقعهء مبارك ، از قرارگاه جانهاى پاك ، و مقابر صاحبدلان ، [ ع ] :
همه جاى جان بود و ماواى دل ،
و در سنهء ثمان عشر و مائتين قحطى عظيم حادث شد ، چنان كه قيمت خروارى غله « 1 » [ بچهارصد درم رسيد . و در سنهء ثمان و ثمانين و مائتين قحطى ديگر پيدا آمد كه خروارى غله ] بسيصد و بيست درم رسيد . ديگر : از حوادث آن بود : كه در زمان ايالت عبد إله ابن طاهر ، محمد بن سعيد كه قاضى هرات بود ، جمعى را امر بمعروف و نهى منكر مينمود ، و ترغيب بعدل و « 2 » به ترك ظلم ميفرمود ، و احمد بن حماد الذهلى از قبل عبد إله طاهر والى هرات بود ، و اتباع و اشياع
هامش
( 1 ) - مج : [ بچهارصد درم رسيد . و در سنهء ثمان و ثمانين و مائتين قحطى ديگر پيدا آمد كه خروارى غله ] . مك . پا : اين عبارت را ندارد . ( 2 ) - مج : به ترك . مك . پا : ترك .