آورد ، و الا آنچه قضاى الهى است بظهور آيد ، ملك فرزند را از حصار بيرون آورده [ و از حضرت صاحبقرانى ] نوازش يافت ، و وقوع اين حالات در محرم سنهء ثلث و سبعين و سبعمايه بود .
و بعد از آن رآيات ظفر آيات بجانب سبزوار نهضت فرمود ، و در مزار صاحب الدعوه ابو مسلم مروزى كه در حوالى نيشابور است - فرود آمده ، و شرايط زيارت بجاى آورد « 1 » ، و از آنجا باسفراين فرموده توقف نمود تا اسبان فربه شدند ، و ملوك اطراف را اجازت انصراف داده عزيمت ماوراء النهر فرمود و در بخارا قشلاق كرده ، در آخر زمستان بيراق سپاه اشارت راند ، و به جهت دفع مواد فساد امير على بيك و امير ولى مازندرانى كه قصد سبزوار كرده بودند ، ديگرباره بخراسان آمد ، و درين فرصت قلعهء ترشيز را امير على سديدى غورى داشت كه از قبل ملك هرات حاكم آنجا بود و اسباب [ مقاومت و ] قلعهدارى مهيا داشته بود ، حضرت صاحبقرانى محاصرهء قلعه فرمود ، و مردم قلعه در مقام امتناع و اندفاع ثبات نمودند ، حضرت صاحبقران فرمود تا آب خندق را شيبه داده خشك ساختند ، و استادان نقاب در كار آمده بهادران از اطراف و جوانب جنگ انداختند ، و به زخم رعد سنگ ، و منجنيق ، و عراده بروج و باره را چون پشت سپاه [ دشمن ] درهم شكستند ، و از يكطرف قلعه سى گز ديوار بسبب نقب بيفتاد و اهل قلعه او را به چوب و در ، و قرارهاى پربار و احشاى ديگر برآورده روى او را بنمدهاى بپوشيدند ، و بكوشش تمام هرروز از صباح تا شام در ميان فريقين
هامش
( 1 ) - هيچ بعيد نيست كه ابو مسلم آن نابغه مرد غيور ملى پس از آنكه بر دست خلفاى فاسد و غدار تازى بدان وضع فجيع كشته شد جنازهء او را پيروان او بخراسان رسانيده و در حوالى نيشابور مدفون ساختهاند ، و آنجا ميعادگاه و مزار مليون خراسان بوده است ، همچنانكه خانه ابو مسلم در مرو تا سال 616 ( سال تخريب مرو بر دست مغول ) بر جاى بوده و پرچم سياه ملى ابو مسلم ( كه يك شعار خشم و كين و انتقام باستانى ايرانى است ) بر فراز گنبد آن در اهتزاز بوده است .
اما افسوس كه اكنون ازين مزار نشانى پيدا نيست زيرا يكى از آثار شوم حمله مغول مردن روح مليت و خاموش شدن مشعل فروزان شعائر باستانى است كه مدت چهار قرن اين كشور باستانى و ملت كهنسال را زنده داشته و از آثار شوم بيگانه رهائى بخشوده است .