تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روضات الجنات في اوصاف مدينه هرات ( فارسى ) — صفحة 36

مساهمون:

ص٣٦

روضهء نهم در توجه حضرت صاحب‌قران بعزم تسخير ممالك خراسان

در سنهء اثنين و سبعين و سبعمايه ، حضرت صاحب‌قرانى ، فرمان ده گيتىستان ، فرزند سعادتمند خود ، اميرزادهء جهانپناه ميرزا اميرانشاه را با پنجاه قشون روان فرمود ، تا در ييلاق بلخ واند خود نزول نمودند ، و حضرت صاحب‌قرانى كس پيش ملك غياث الدين پيرعلى فرستاد كه لشكركشان كشورگشاى ، و سپه‌سالاران ممالك‌آراى جهت « قورلتاى » بزرگ جمع ميشوند ، و حضور ملك نيز مهم است ، بايد كه حاضر آيد ، ملك فرستاده را رعايت و اكرام نموده التماس حضور امير سيف الدين كرد ، كه مصحوب او بسعادت خدمت فايز گردد ، امير سيف الدين بفرمان صاحب‌قران پيش ملك آمده پيغام رسانيد ، كه بين - الجانبين دوستى و مصادقت بقرابتى و مواصلت انجاميد ، لايق آنست كه مقالات غيبى بملاقات عينى ، و مصافات معنوى بموالات صورى اقتران يابد ، و ملك پيشتر ازين حال شهربندى - كه دو فرسنگ دور داشت - در گرد هرات بنياد كرده بعمارت آن مشغول بود ، امير سيف - الدين را بهر بهانه نگاه ميداشت ، و در كار شهربند سعى بليغ مىنمود ، تا باتمام رسد ، و امير سيف الدين صورت حال در آينهء خيال ميديد ، « 1 » [ و كيفيت دواعى ملك از صفحات حالات مطالعه مينمود ، ] تا ملك او را باز گردانيده ، وعده كرد كه متعاقب بمعسكر ظفر اثر رسد ، بعد از آنكه امير سيف الدين چگونگى احوال بعرض رسانيد ، و ملك بوفاء وعده كه لازم الوفاء بود نرسيد ، اميرزاده ميرانشاه حشم بادغيس را غارت كرده اموال بسيار گرفت ، و در ميان‌اند خود و مرغاب مقام فرمود ، « 2 » [ و درين محل امير على بيك ابن ارغونشاه
هامش
( 1 ) - عبارت : [ و كيفيت دواعى ملك از صفحات حالات مطالعه مينمود ] از زيادات مج و پا است . ( 2 ) - عبارت : [ و درين محل امير على . . . نصرت انتساب باشد ] از زيادات مج مىباشد .