چمن هفتم از روضهء هشتم در ذكر تزويج « سونچ قتلقآغا » با ملكزادهء هرات
در سنهء احدى و سبعين و سبعمايه حضرت صاحبقرانى فرمود تاطوى ملكانه و جشنى پادشاهانه ترتيب داده ، درةالتاج بزرگى را زيور افسر ملكزاده ساختند ، و « سونچ قتلقآغا » دخترخواهر خود شيرين بيك آغا را كه نامزد فرموده بود بملكزاده پيرمحمد تسليم نمود ، و تاج و كمر مرصع ، و جامهاى مطلاى ملمع بملكزاده داده ، اشراف و اعراف خراسان را بحسب مرتبت هريك بتشريف فاخر نوازش فرموده ، اجازت مراجعت فرمود ، و حضرت صاحبقرانى « سونچ قتلقآغا » را بتجملات وافر ، و حشمت تمام ، و از امراء و مقربان جمع لاكلام ملازم ساخته ، بهرات فرستاد ، و ملك غياث الدين پيرعلى بديدار ايشان شادمان شده ، يراق طوى ملكانه نمود ، و فرمود تا شهر را چون عروس آراسته ، از سر پل جوى نو تا به چهار سو بنوعى كه رشك [ عرصهء ] فيروزهء طارم ، و غيرت فزاى روضهء ارم بود آيين بستند ، و چهارطاقها نصب كرده تعبيهاى عجيب ، و شعبدهاى غريب پرداختند ، و دروديوار كوچه و بازار بقصبهاى روم و ديباهاى چين مزين ساختند ،
و چون « 1 » از اشغال طوى و ضيافت بپرداختند [ جماعتى « 2 » را كه همراه مهد عروس آمده بودند ملك رعايتهاى لايق و عنايتهاى مناسب نموده شاكر و خوشدل باز گردانيد و خود ] لشكر بنشابور كشيد ، جمعى از درويشان كه تبع امير اسكندر و درويش ركن الدين بودند بعزم جنگ و جدال استقبال نموده حربهاى عظيم كرده عاقبت مغلوب شده نشابور را گذاشتند و هزيمت بسبزوار بردند ، و ملك نشابور را فتح كرده شيخ يحيى را آنجا گذاشت ، و شيخ يحيى در نشابور مىبود « 3 » تا زمانى كه حضرت صاحبقرانى بخراسان آمد .
هامش
( 1 ) - مج : و چون اشغال . مك : و چون از اشغال .
( 2 ) - عبارت : [ جماعتى را كه همراه . . . بازگردانيد و خود ] از زيادات مج مىباشد .
( 3 ) - مج : نشابور بود . مك : نشابور مىبود .