« 1 » بيك نفس كشتى حيوة شاهزادهء مغرور از آسيب تندباد قهر درهم شكست ، و نوح روحش پيش از آنكه بجودى نجات و ساحل امان رسد در غرقاب فنا و گرداب بلا غوطه خورد .
و در زمان حدوث اين واقعه كه از شهور شهر صفر بود ، و تاريخ سال نيز از « شهر صفر » مستفاد « 2 » ( مىشود :
شد شهر صفر 38 شهيد و هم « 3 » « شهر صفر » * از سال شهادتش همى داد خبر )
« 4 » [ يادگار محمد در حسن شمايل چهارده ماهى بود بنوزده سالگى رسيده كه به مغرب هلاك افول نمود .
بيت :
تا جهان رسم دستبرد نهاد * دستبردى چنين ندارد ياد
آنچه در تواريخ از سطوت بهرامگور منقولست كه : چون خاقان چين به قصد استيصال او با لشكرى چون كوه آهنين بآهنگ كين توجه نمود ، و بهرام را مواد ممانعت و اسباب مدافعت او مهيا نبود ، ترك تاج كيانى و سرير خسروانى كرده از ميان
هامش
( 1 ) - از اول اين صفحه تا آخر كتاب نسخهء ( س ) ابتر و اوراق آن محذوف است .
( 2 ) - عبارت : ( مىشود :شد شهر صفر شهيد و هم « شهر صفر » * از سال شهادتش همى داد خبر )از زيادات نسخه مك مىباشد .
( 3 ) - شهر صفر : - سال 875 ه .
( 4 ) - عبارت : [ يادگار محمد در حسن شمايل چهارده ماهى بود بنوزده سالگى . . . اين صولت بهادرانه گردهء پلنگان صحرا كباب ميكرد ] از زيادات نسخه مج مىباشد و از ديگر نسخههاى مورد استناد محذوف است .
- از س 8 ص 363 تا س 21 ص 364 .