هرآينه شراب دوشين ، و خواب نوشين بسا روز دولت « 1 » كه ( برسر آورده ، و ) بزوال برده ، [ و بسيار كوكب سعادت كه بحضيض و بال آورده ] ، چنانچه اين دو بيت مشهور بر صدق اين مقال شاهد حال است :
« 2 » [ رباعيه ] :
شاها ز مى گران چه برخواهد خاست * وز مستى بيكران چه برخواهد خاست
شه مست و جهان خراب و دشمن پسوپيش * پيداست كزين ميان چه برخواهد خاست
حاصل الامر شاهزادهء مخمور « 3 » ( مهجور ) را در مقابلهء خطاب حضرت اعلى آورده بازداشتند ، حضرت اعلى « 4 » [ به زبان رفق و مدارا ] فرمود : كه اى برادر هم صباحت طلعتدارى ، و هم ملاحت فطرت ، هم نسب نامى ، و هم حسب سامى ، هم شجاعت ذاتى ، و هم شهامت جبلى . اما ميان ما برادران اگر بسبب ملك موروثى و طلب مقام آباى عظام مناقشه بود ، لايق آن و مناسب چنان بود ، كه تركمانان بيگانه را كه جز سفك دماء ، و سبى « 5 » ( اموال ) و اسر اولاد ، و هتك استار عيال مسلمانان شيوهء نميدانند ، در مملكت راه ندادى ، و توسل بمظاهرت ، و تعلق بمعاضدت ايشان ننمودى ،
هامش
( 1 ) - مج . س : روز دولت كه بزوال برده و بسيار كوكب سعادت كه بحضيض و بال آورده چنانچه .
مك : روز دولت كه برسر آورده و بزوال برده چنانچه .
( 2 ) - مج : رباعيه . مك : ندارد . س : نظم .
( 3 ) - مج : مخمور را در مقابلهء .
مك . س : مخمور مهجور را در مقابلهء .
( 4 ) - مج : به زبان رفق و مدارا .
مك . س : حضرت اعلى فرمود .
( 5 ) - مك . س : و سبى اموال و اسر اولاد .
مج : و سبى و اسر اولاد .
و « السبى » : ما يسبى ، يقال : « جاءوا بسبى كثير » ، و الغالب تخصيص الاسر بالرجال و السبى بالنساء . من : سبى يسبى سبيا العدو : اسره .