« 1 » [ ل ] عصمت « * » :
اهل تحقيق برآنند كه بر نتوان خورد * از درختى كه برد سايه بباغ ديگر
در اثناى اين سخن بهادران ظفرقرين ، و مبارزان نصرت « 2 » كمين از سر قهر و كين « 3 » ( تيغ ) آينه آئين بركشيده گفتند :
« 4 » [ ع : ]
رخنهگر ملك سرافكنده به
و نهال قد صنوبر مثال او را كه راست سروى بود بر كنار جويبار ملك سركشيده از پا درآوردند .
« 5 » [ بيت ] :
كاينست سزاى روبهى كز غفلت * در بيشه شير خواب خرگوش كند
هامش
( 1 ) - مج : لعصمت . س : بيت .
مك : عصمت .
( * ) « عصمت » : خواجه عصمت يا خواجه عصمت اللّه بخارى ، از بزرگزادگان ماوراء النهر خراسان است ، « علوم ظاهر را تكميل كرده ، از غايت شوخطبعى خود را بشعر منسوب ساخت » ، « ديوان اشعارش مشهور است . . . قصيدهء در مرثيهء حضرت صاحبقرانى سروده كه مطلع آن اين بيت است » :اى فلك خرگاه ويران كن كه سلطان غايب است * تخت گو بر خاك بنشين چون سليمان غائب استو در تاريخ وفات او گفتهاند :تاريخ وفات خواجه عصمت * هركس كه شنيد گفت « تمت »و قبرش در بخارا در حجرهء او است .
( مجالس النفائس - امير عليشير ص 187 و 12 . حبيب السير جزو سوم از مجلد سوم ص 91 . خلاصة الاخبار - خاتمه ) .
( 2 ) - مكين : بتقديم ميم بر كاف يعنى نصرت و ظفر جايگاه ايشان . يا بتقديم كاف بر ميم يعنى نصرت و فيروزى در كمين و انتظار ايشان .
( 3 ) - مج : و كين آينه .
مك : و كين تيغ آينه .
( 4 ) - مج : ع . مك : ندارد . س : نظم .
( 5 ) - مج : بيت . مك : ندارد .