گرداند ، يا مثل فلك دوار كه مواكب كواكب را در شبى از مطلع مشرق بمكمن مغرب رساند روان گشته ، شب بيست و سيوم صفر - ختم بالخير و الظفر - « 1 » ( در ) ظواهر هرات از درهء دوبرادران گذشته چون « 2 » ( در ) مقابل مزار « 3 » قد [ و ] سى پناه گازرگاه رسيد توجه بروحانيت حضرت « 4 » [ شيخ الاسلام ] خواجه [ عبد اللّه انصارى ] قدس سره نموده ، نذورات [ گرانمند ] و نيتهاى نيكو [ و خصلتهاى ارجمند ] در خاطر « 5 » [ همايون قرار داده ] ، و استمداد همت نمود ( ه ) « 6 » ، بخيابان درآمد ، و در وقتى كه ،
« 7 » [ ل ] خاقانى :
صبح برآمد ز كوه چون مه نخشب ز چاه * ماه برآمد بصبح چون دم ماهى ز آب
شد گهر اندر گهر صفحهء تيغ سحر * شد گره اندر گره حلقه درع سحاب
چون قضاى الهى ، و فيض صبحگاهى بباغ زاغان درآمده ، سكندروار با تيغهاى آينهكردار ، در آن ظلمات شب تار ، به قصد چشمهء « 8 » [ آب ] حيوة يادگار محمد ميرزا مبادرت نمودند ، و امير على جلاير ، و تركمانان « 9 » [ جاهل ] غافل متفرق شده ، هريك
هامش
( 1 ) - مج : و الظفر - ظواهر . مك : و الظفر - در ظواهر .
( 2 ) - مك : چون در مقابل . مج : چون مقابل .
( 3 ) - مج : قدوسى . مك : قدسى .
( 4 ) - مج : حضرت شيخ الاسلام خواجه عبد اللّه انصارى قدس سره نموده نذورات گرانمند و نيتهاى نيكو و خصلتهاى ارجمند در خاطر .
مك : حضرت خواجه قدس سره نموده و نذورات و نيتهاى نيكو در خاطر .
( 5 ) - مج : همايون قرار داده .
مك : اين جمله را ندارد .
( 6 ) - مك : نموده . مج : نمود .
( 7 ) - مج : لخاقانى . مك : خاقانى . س : بيت .
( 8 ) - مج : چشمهء آب حيواة .
مك : چشمهء حيواة .
( 9 ) - مج : تركمانان جاهل غافل .
مك . س : تركمانان غافل .