غرض از عرض اين تسبيب آنست كه موكلان قضا و قدر چهار بالش عناصر و بساط بارگاه اعراض و جواهر ملك را خالص از براى اتكا و استناد حضرت اعلى ساخته و پرداخته بودند ، و رايت دولت و بارگاه حشمتش را برفراز ايوان « 1 » [ كيوان ] و ذروه خرگاه اطلس نهم آسمان افراخته . اما چون هنوز جام آمال از كدورات بعضى عوارض صافى نشده بود ، و كوكب اقبال از حضيض پريشانى باوج كامرانى صعود ننموده ، چند روز [ ى ] « 2 » از ارتكاب شدايد ، و احتمال مقاسات چاره نبود .
حاصل الامر آنكه : در فرصتى كه حضرت اعلى در ميان الوس ارلات بود « 3 » [ اولاد سلطان سعيد بتصور آنكه تفرقه در اسباب جمعيت حضرت اعلى راه يافته باندك كوششى مستاصل مىشود ، سلطان محمود ميرزا ، و ابا بكر ميرزا ، و الغبيك ميرزا ، اتفاق نموده بعزم مقابله و محاربهء حضرت اعلى پيش آمدند ، چون تسويهء صفوف و تعبيهء فريقين آراسته گشت ، بعضى امراى ارلات طريق خلاف سپرده عنان بجانب معاندان تافتند ، چون حضرت اعلى در همه حال توكل و تولا بر كرم حقتعالى دارد ، هيچ از آن دغدغهء بخاطر راه نداد ، و به همان معدودى كه در ظل رايت منصور بود حمله بر سپاه مخالفان برد ، و چند فرسنگ ايشانرا برداشته براند ،
بيت :
بسيار گرد معركه پر زد هماى فتح * آخر فراز رايت سلطان قرار كرد
چون بصولت دولت ، و تأييد نصرت صورت جمعيت مخالفانرا از قبيل : تفرقوا شيعا ، پريشان گردانيد ، ] « 4 » پيوسته خبر بسمع همايون ميرسيد كه يادگار محمد ميرزا
هامش
( 1 ) - مج : ايوان كيوان و ذروهء .
مك : ايوان و ذروهء .
( 2 ) - مج : چند روزى . مك : چند روز .
( 3 ) - عبارت : [ اولاد سلطان سعيد بتصور آنكه تفرقه در اسباب جمعيت حضرت اعلى . . .
تفرقوا شيعا پريشان گردانيد ] ، از زيادات نسخه مج مىباشد و از ديگر نسخههاى مورد استناد محذوف است .
( 4 ) - تا اينجا از زيادات نسخه مج مىباشد .