ولد امير حسن بيك - كه حاكم آنجا بود - برحسب درخواست آنجماعت هزار سوار مكمل نامزد قوهستان فرموده ، درين محل تاختن آورده ، « 1 » [ بى خبر ] بر سر امير ( شيخ ) زاهد طارمى كه حاكم قوهستان بود درآمدند ، و او را بقتل آورده ، در تمامى قوهستان ، و ترشيز ، و زاوه ، و محولات ، و خواف ، و باخرز ، از تغلب و تعرض و نهب و غارت هيچ باقى نگذاشتند .
« 2 » [ ع : در ملك سم ستور بيگانه مباد ،
و پيرحسين چولى كه بامر حضرت اعلى كوتوال قلعهء طبس گيلكى بود ، قلعهء مذكوره را به قوت بازوى شجاعت ، و نيروى سرپنجهء جلادت نگاه داشته ، و تركمانان و لشكر مخالفان را پيرامن قلعه نگذاشت ، و پيادها از قلعه بيرون آمده ، از تراكمه بسيارى بقتل آوردند ] ،
چون حضرت « 3 » ( اعلى ) از كيفيت اين حال ( ات ) خبر يافت به اجتماع لشكرها فرمان داده ، غرهء رمضان سنهء مذكوره بجانب مخالفان روان شد ، چون حدود سبزوار مخيم عساكر نصرتشعار « 4 » [ حضرت اعلى ] گشت ، يادگار محمد ميرزا در « 5 » [ نواحى ] سبزوار بود ، قاضى بيك را با جمعى « 6 » [ از دلاوران سپاه خود ] ( در ) سبزوار گذاشته به طرف بسطام
هامش
( 1 ) - مج : آورده بى خبر بر سر امير زاهد .
مك . پا : آورده بر سر امير شيخ زاهد .
( 2 ) - عبارت : [ ع : در ملك سم ستور بيگانه مباد . و پيرحسن چولى . . . بسيارى بقتل آوردند ] از زيادات نسخه مج مىباشد .
( 3 ) - مك . پا : حضرت اعلى از كيفيت اين حالات خبر يافت .
مج : چون حضرت از كيفيت اين حال خبر يافت .
( 4 ) - مج : نصرتشعار حضرت اعلى گشت .
مك . پا : نصرتشعار گشت .
( 5 ) - مج : نواحى . مك . پا : اين كلمه را ندارد .
( 6 ) - مج : با جمعى از دلاوران سپاه خود سبزوار .
مك . پا : با جمعى در سبزوار گذاشته .