رفت ، و قراولان هردو جانب در ظواهر « 1 » « بيار » و « كمند » 36 بهم بازخورده حربى عظيم كردند ، و مردم خراسان بر اهل عراق غالب گشتند ، و از فريق مخالفان [ نعمت خارزمى و نعمت ديگر را ] كشتند ، و چند روز سپاه همايون محاصرهء قلعهء سبزوار نموده و فتح كردند ، و قاضى بيك بقتل رسيد .
ناگاه اخبار متواتر گشت كه سلطان خليل ولد ارشد « 2 » [ امير ] حسن بيك با لشكر بيحد بمدد ميرزا يادگار محمد از طرف سارى متوجه شده « 3 » [ و ] ميرسد ، چون خبر محقق گشت ، امرا و سپهداران خراسان بتصور عاقبتانديشى راه بيوفائى پيش گرفته ، گروهگروه بجانب يادگار محمد ميرزا ميرفتند ، و روزبروز مكنت و اقتدار او بيشتر مىشد ، تا آنكه امير حسن شيخ تيمور « 4 » [ را ] كه بامر حضرت اعلى ايالت استرآباد داشت « 5 » ، [ و در موضع « دهنه » سر راه گرفته بود ، بصولت بهادرانه درهم شكست ، و او پناه بقلعهء « شماسان » برده ، بتوسل وسايل ] ايل و منقاد مخالفان گشت ، « 6 » [ و بايمان و پيمان ايشان درآمد ، و در سلك امراء آنجماعت منخرط گشت ] ،
حضرت اعلى چون اين اخبار استماع نمود ، و كيفيت احوال برين منوال مشاهده فرمود رابطهء اعتقاد ، و ضابطهء اعتماد از مردم خراسان بريده « 7 » [ گفت :
ع : لشكر بدعهد پراگنده به
پس بسبب حركات منكر و كثرت تعدد مخالفان منكر رايات لاينصرف ] بجانب
هامش
( 1 ) - « بيار » و « كمند » : حافظابرو نام اين دو دهكده را « بهار » و « كماناد » نوشته است ورق 177 - 176
( 2 ) - مج : ولد ارشد امير حسن .
مك : ولد ارشد حسن بيك .
( 3 ) - مج : و ميرسد . مك : برسد .
( 4 ) - مج : تيمور را كه بامر . مك : تيمور كه بامر .
( 5 ) - عبارت : [ و در موضع دهنه سر راه . . . . برده بتوسل وسايل ] از زيادات مج مىباشد .
( 6 ) - عبارت : [ و بايمان و پيمان ايشان . . . منخرط گشته ] از زيادات مج مىباشد .
( 7 ) - عبارت : [ گفت : ع لشكر بدعهد پراگنده به . . . . رايات لاينصرف ] از زيادات نسخه مج مىباشد .