شده هريك به طرفى رفت ، و حضرت اعلى « 1 » [ بظواهر قلعهء « نرتو » رسيده ] اورق را بحصا درآورده « 2 » ، [ و با جمعى از لشكر خراسان و امراى تركمان ] بجانب آب مرغاب نهضت فرمود ، « 3 » ( و ) درين حال [ امراى تركمان و ] امير سلطان ارغون اجازت خواست به طرف جيحون رفتند ، و موكب همايون بميان ايل و اولوس ارلات درآمده ، تمامى آن مردم از سر اعتقاد كمر خدمت بر ميان انقياد بسته ، سلوك طريق خدمتگارى و جانسپارى پيش گرفتند ، « 4 » [ و هريك بنوازش خسروانه سرفراز گشته ، بمناصب مناسب حال اختصاص يافتند ] ، و هاتف دولت بتلقين تأييد الهى بمسامع جلال حضرت اعلى مىرساند كه :
شعر :
اذا اشتدت بك البلوى ففكر فى الم نشرح * فعسر بين يسرين اذا فكرته فافرح
« 5 »
[ لخواجه كرمانى ] :
ملك جهان زان تو خواهد شدن * بخت بفرمان تو خواهد شدن
اين پريشانى مستتبع جمعيتها است ، و اين سرگردانى مستعقب امنيتها ، عوض
هامش
( 1 ) - مج : [ بظواهر قلعهء نرتو رسيده ] . مك : اين جمله را ندارد .
( 2 ) - مج : درآورده و با جمعى از لشكر خراسان و امراى تركمان بجانب آب مرغاب .
مك : درآورده بجانب آب مرغاب .
( 3 ) - مك : و درين حال امير سلطان ارغون .
مج : درين حال امراى تركمان و امير سلطان .
( 4 ) - عبارت : [ و هريك بنوازش خسروانه سرفراز گشته . . . اختصاص يافتند ] ، از زيادات نسخه مج مىباشد .
( 5 ) - مج : لخواجو كرمانى .
مك . پا . س : اين جمله را ندارد .