تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روضات الجنات في اوصاف مدينه هرات ( فارسى ) — صفحة 339

مساهمون:

ص٣٣٩
« 1 »

( لحضرت اعلى ) :

نشايد مجمعى را گفت بزم عشرت‌انديشان * كه نبود پرتو رويت چراغ مجلس ايشان بجز تشويش نبود تخت « 2 » [ و ] جاه و اطلس شاهى * خوشا كنج فراغ و دلق گردآلود درويشان حسينىوار از پير مغان جويم قدح باشد « 3 » * ز درد جام جامى بادهء لعل جگرريشان
« 4 » [ چون قاصد جواب غزل و جواب پيغام برطبق مرام بازرسانيد جناب مولانا از لجهء طبع گوهربار چند درّ آبدار ديگر در سلك نظم كشيده نثار مجلس دريانوال سلطانى گردانيد ، اين دو جوهر از آن نظم است ، [ بيت ] :
رسيد قاصد و درجى ز مشكناب آورد * جه جاى درج كه درج در خوشاب آورد سخن درست بگويم ز شاه مسند ناز * نياز نامهء درويش را جواب آورد ] .
بعد از آن رايات نصرت‌شعار از « 5 » [ موضع ] « پل سالآر » حركت فرموده ، مرغزار
هامش
( 1 ) - مج : لحضرت اعلى . مك . پا : اين جمله را ندارد . ( 2 ) - مج : تخت جاه و اطلس . مك : تخت و جاه و اطلس . پا : نبود تاج‌وتخت و اطلس شاهى . ( 3 ) - مج : از پيرى مغان جويم قدح باشد . مك : از پير مغان جويم قدح جستم قدح باشد . پا : از پير مغان قدح باشد . ( 4 ) - مج : عبارت : [ چون قاصد جواب غزل و جواب پيغام . . . . نيازنامه درويش را جواب آورد ] از زيادات نسخه مج مىباشد و از نسختان مك و پا محذوف است . ( 5 ) - مج . پا : از موضع پل سالار . مك : از پل سالار .