روضهء بيست و چهارم « 1 » [ در بيان بعضى وقايع كه در مبادى جلوس همايون واقع شد
چون حضرت پادشاه خلافتپناه ابو الغازى سلطان حسين ميرزا بر سرير سلطنت خراسان تمكن يافت ، و پرتو آفتاب دولت قاهرهاش بر ساحت ممالك تافت ، و سركشان اطراف فرمان همايون او را گردن نهادند ، و اعيان ملك طاعتش را كمربسته زبان بمدايح و مناقب حضرتش بگشادند ، جمعى از جاهلان شيعه و باطلان رفضه - بمظنه آنكه چون اشعار بلاغتشعار آنحضرت « حسينى » تخلص دارد شايد ميلى بجانب عقيدهء باطلهء ايشان باشد ، و مذهب سنيهء سنت و جماعت مطعون خواهند ماند - غلوى عظيم كردند و سعايت بسيار نمودند كه بر منابر اسلام خطبه بنام دوازده امام خوانند ، و اسامى خلفاى راشدين را مطروح سازند ، از آن جمله : سيد حسن كربلائى نام بود كه در محلى كه بساط درگاه گردون بسطت حضرت اعلى بزينت فحول علما و عدول فضلا مزين نگشته بود سررشتهء اسباب مايحتاجى « 2 » بشكيل مانى و « 3 » شطاحى بدست آورده ببارگاه خلافتپناه شتافته بود و بتزوير و حيله راهى پيدا ساخته درين باب سعى تمام داشت ،
هامش
( 1 ) - عبارت : [ در بيان بعضى وقايع كه در مبادى جلوس همايون واقع شد . . . كه عمدهء دولت قاهره بود برسم منقلاى وى بجانب مازندران در ضمان امان روان گشت ] ، - از س 2 ص 328 تا س 15 ص 333 از زيادات نسخه مج مىباشد و از ديگر نسخههاى مورد اعتماد محذوف است .
( 2 ) - شكيل مانى : شكيل بكسر اول : مكر ، فريب و حيله فرهنگ برهان قاطع . و كلمه ( مانى ) ممكن است با ياء نسبت باشد مثل : ساختمانى ، سازمانى ، شادمانى ، و شايد هم اين كلمه در اصل ( مآبى ) بوده : مثل : جلالتمآب ، سيادتمآب و سيادتمآبى كه نساخ آن را تحريف كردهاند .
( 3 ) - شطاحى : شطحيات باصطلاح اهل تصوف چيزهاى مخالف ظاهر شرع گفتن و كلمات خلاف شريعت به زبان آوردن . . . آنندراج .