تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روضات الجنات في اوصاف مدينه هرات ( فارسى ) — صفحة 325

مساهمون:

ص٣٢٥
« 1 » ( سلطان محمد ميرزا ، و سلطان محمود ميرزا ، و شاهرخ ميرزا در اردو بودند ) ، سلطان محمد ميرزا و « 2 » سلطان شاهرخ ميرزا [ هم ] انجا ( مقيدو ) محبوس ماندند . و « 3 » سلطان محمود ميرزا بهرات آمد [ ه بعد از چند روز عزيمت ماوراء النهر نمود ] . ( و متوجه سمرقند شد ) ، و سلطان احمد ميرزا [ كه ] بزرگتر [ و والى سمرقند بود خوش برآمد ، و چندگاه در غايت صدق نيت ، و كمال اخوت نيكخواه يكديگر بودند ، و بينهما طريق اشفاق و اتحاد در نهايت حسن اعتقاد مسلوك بود ، عاقبة الامر ، ع : دشمن كه برآيد به زبانش ابله خون « كذا » بباد و دم تزوير و نميمت « 4 » ميان ايشان آتش فتنه و فساد را اشتعال و التهاب داده ، سلطان محمود ميرزا را بر آن داشت كه با برادر موافق مخالف گشته ، سخن از دهان تير و زبان شمشير گويد ، و بدين عزيمت ببهانهء شكار سوار شده بسعايت قنبر على متوجه « حصار شادمان » گشت ] . « 5 » و الغ بيك ميرزا بامر و تعيين پدر در مملكت كابل و غزنين « 6 » [ كه دار الملك
هامش
( 1 ) - عبارت : ( سلطان محمد ميرزا ، و سلطان محمود ميرزا و شاهرخ ميرزا ، در اردو بودند ) از زيادات نسخه مك مىباشد . ( 2 ) - مج : و سلطان شاهرخ ميرزا همآنجا محبوس ماندند . مك . پا : و سلطان شاهرخ ميرزا آنجا مقيد و محبوس ماندند . ( 3 ) - مج : و سلطان محمود ميرزا بهرات آمده بعد از چند روز عزيمت ماوراء النهر نمود و ميان او و سلطان احمد ميرزا - كه برادر بزرگتر و والى سمرقند بود - خوش برآمد و چندگاه در غايت صدق نيت و كمال اخوت . . . بسعايت قنبر على متوجه حصار شادمان گشت . و الغ‌بيك ميرزا بامر و تعيين پدر در مملكت كابل . مك . پا : و سلطان محمود ميرزا بهرات آمد و متوجه سمرقند شد نزد برادر بزرگتر سلطان احمد ميرزا . و الغ‌بيك ميرزا بامر و تعيين پدر نامور در مملكت كابل . ( 4 ) - در اصل : ( ميان آتش ) گويا بعد از كلمه - ميان ( ايشان ) سهوا از قلم نساخ حذف شده است لذا براى حفظ انسجام و رعايت سياق عبارت كلمهء مذكوره الحاق گرديد . ( 5 ) - تا اينجا از زيادات نسخه مج مىباشد . ( 6 ) - مج : كه دار الملك سلطان محمود غزنوى است . مك : اين جمله را ندارد .