حاصل الامر بيشتر لشكر شكسته سرگردان جوعان و عريان ، و بىسروسامان بولايت گيلان درآمدند ، و از عواطف و مراحم پادشاهان و معينان آن ديار خوشنود و خوشدل درگذشتند ، و ذكر خير ، و آوازه احسان مردم ملك را به اطراف و اكناف ممالك رسانيد . ] « 1 »
و سلطان محمود ميرزا با لشكرى كه در سايهء « 2 » ( مرحمت و ) رايت حمايت او بود عزيمت مقام و مستقر پدر نموده ، از مملكت عراق و آذربايجان بنواحى خراسان درآمد « 3 » ، [ و از نشابور گذشت ] ، چون بصحراى فرهاد جرد « 4 » ( جام ) رسيد « 5 » ، امير مبارز الدين ولى بيك بهادر - از سرداران سپاه ظفرپناه « 6 » [ حضرت اعلى ] ابو الغازى سلطان حسين ميرزا ، كه به طرف مشهد رفته بود - در مقابله درآمده نيران حرب و قتال التهاب يافت ، سلطان محمود ميرزا « 7 » ( را چون ) [ با لشكرى ] بىيراق شكسته پريشان ] مجال مقاومت نبود ، عنان مسابقت بجانب هرات تافت ، و « 8 » [ صبحگاه ] روز پنجشنبه دوم رمضان بهرات
هامش
( 1 ) - تا اينجا از زيادات نسخه مج مىباشد .
( 2 ) - مك : در سايهء مرحمت و رايت حمايت .
مج . پا : در سايهء رايت حمايت .
( 3 ) - مج : و از نشابور گذشت . مك . پا : اين عبارت را ندارد .
( 4 ) - مج . پا : فرهادجرد رسيد .
مك : فرهادجرد جام رسيد .
( 5 ) - فرهادجرد : « . . . بالكسر ثم السكون من فرى مرو بارض خراسان . . . » - معجم البلدان - ياقوت - ج / 3 / ص 878 .
( 6 ) - مج : ظفرپناه حضرت اعلى ابو الغارى .
مك : ظفرپناه ابو الغارى .
( 7 ) - مك : سلطان محمود ميرزا را چون مجال مقاومت .
مج : سلطان محمود ميرزا با لشكرى بىيراق شكسته پريشان مجال مقاومت .
( 8 ) - مج . پا : تافت ، و صبحگاه روز .
مك : تافت و روز .