فوجفوج و گروهگروه « 1 » روى استظهار [ بجانب ] اردوى [ حضرت اعلى ] ( ابو الغازى سلطان حسين بهادر ) نهادند ، [ و غلبهء بسيار بىتحاشى از شهر بيرون رفتند ] ، سلطان محمود ميرزا اگرچه در حداثت سن بود اماراى [ و تدبير ] پيران داشت ، دانست كه اين حالات مقدمات دولت ديگر است ، و اينهمه اسباب علامات سلطنت حضرت ديگر ، « 2 » [ روزگار از بن دندان « 3 » خدمت درگاه ديگر خواهد كرد ، و آسمان دوار از سر استظهار خاك بارگاه ديگر خواهد شد ] ، در هرات جاى توقف نديد ، با جمعى امرا « 4 » [ در ] نيمروز عنان عزيمت بمركب صرصر سرعت داده از دروازهء خوش بيرون راند ، يكى از لئام در وقت بيرون رفتن از بالاى بام « 5 » [ مگر ] سنگى بجانب ايشان انداخت ، امير قنبر على بيك خدنگ جانسوز جگردوز آنشخص را بمقام « 6 » خاك كه منزل اولين آخرتست رسانيد ، و امير حسن ملكى ، و امير بىنظير در هرات ماندند ، و آن شب
هامش
( 1 ) - مك : روى استظهار باردوى ابو الغازى سلطان حسين بهادر نهادند سلطان محمد ميرزا اگرچه در حداثت سن بود اما رأى پيران داشت كه اينهمه مقدمات دولتى ديگر است و اينهمه .
مج : روى استظهار بجانب اردوى حضرت اعلى نهادند و غلبه بسيار بىتحاشى از شهر بيرون رفتند سلطان محمود ميرزا اگرچه در حداثت سن بود اما رأى و تدبير پيران داشت . دانست كه اين حالات مقدمات دولت ديگر است و اينهمه .
( 2 ) - عبارت : [ روزگار از بن دندان خدمت درگاه ديگر خواهد . . . خاك بارگاه ديگر خواهد شد ] از زيادات نسخه مج مىباشد و از ديگر نسخههاى مورد اعتماد محذوف است .
( 3 ) - از بن دندان : از دل و جان ، خاقانى شيروانى گويد :دندانه هر قصرى پندى دهدت نونو * پند سر دندانه بشنو ز بن دندان( 4 ) - مج : با جمعى امرا در نيمروز عنان .
مك : با جمع امرا نيمروز عنان .
( 5 ) - مج : از بالاى بام مگر سنگى .
مك : از بالاى بام سنگى .
( 6 ) - مج : خاك . مك : خاكى .