نزول فرمود « 1 » ( و ) امير قنبر على [ كه از « حصار شادمان » 34 آمده در هرات بود - ملحق شد ] ، و امير سلطان على ارغون [ نيز با جمعى كه از مصاف امير مبارز الدين ولى بيك بيرون آمده بودند رسيدند ] ، و روز [ ديگر ] جمعه سوم ماه ( مذكور ) خطبه [ بنام ] امير بزرگ [ امير تيمور گورگان [ و سلطان ابو سعيد ميرزا ] ، و سلطان احمد ميرزا ، و سلطان محمود ميرزا ، خواندند ، و خلايق فرياد و فزع ، و افغان و جزع بفلك اثير رسانيد ( ند ) . و درين روز صورت واقعهء سلطان سعيد [ در بلدهء هرات ] ظاهر [ و شايع ] گشت .
« 2 » [ بيت ] :
ز اندوه آن ماتم جانگسل * روان گشت از ديدها خون دل
و فى الواقع اين واقعه « 3 » عالمى ماتم ، و ماتم عالم بود ، [ و ] آتش اين حادثه دود از جانها برآورد ، و طوفان اين نازله خانها بسيلاب اندوه و اضطراب داد ، اما چون سلطان محمود ميرزا قايممقام پدر بود ، خلايق را اندك تسلى و « 4 » اطمينانى بود ، ناگاه صباح شنبه چهارم شهر مذكور كوتوال حصار اختيار الدين ياغى شده ، در قلعه را بست ، « 5 » ( و ) مردم
هامش
( 1 ) - مك : بهرات نزول فرمود و امير قنبر على و امير سلطان على ارغون به او ملحق شدند ، و روز جمعه سيم ماه مذكور خطبهء امير بزرگ و خاقان شهيد و سلطان احمد ميرزا و سلطان محمود ميرزا خواندند ، و خلايق فرياد و فغان و فزع و جزع بفلك اثير رسانيدند .
و درين روز صورت واقعه سلطان سعيد ظاهر گشت : ز اندوه آن ماتم جانگسل .
( 2 ) - مج : بيت . پا . مك : اين كلمه را ندارد .
س : نظم .
( 3 ) - مك : عالم ماتم و ماتمى عالم بود آتش .
مج : عالمى ماتم و ماتم عالم بود و آتش .
( 4 ) - مج : و اطمينانى بود .
مك : و اطمينانى بود .
( 5 ) - مك : بست و مردم .
مج : بست مردم .