بدستور محافظت « 1 » [ برج و باره ] نمود ، و امير سلطان ارغون و « 2 » جمع [ ى ] ديگر از امراء [ و اهل سلاح ] متوجه اردوى [ همايون ] حضرت اعلى شدند ، و امير شيخ ابو سعيد خان - [ از اعيان درگاه حضرت اعلى ] - بداروغگى هرات آمده منادى فرمود كه هيچكس مزاحم و متعرض كسى نشود ، « 3 » [ و يكى را به علت ديگرى نگيرند ، و تعرض نرسانند ] ، و شهر را بنوعى ضبط نمود كه دست صبا از گريبان غنچه كوتاه شد ، و دامن گل از چنگال خار بازرست ،
ظهير فاريابى :
از آن گذشت كه گستاخى كند پس ازين * سحر بپرده درى يا صبا بغمازى
و هشتم ماه مذكور اكابر و اشراف و مشاهير و اعراف و سوقيه و محترفه و اصناف باستقبال بيرون « 4 » رفته ، در شمال « 5 » « كوه باوليكاه » بشرف بساطبوسى همايون سرفراز شدند ، و حضرت اعلى همه را به نظر مرحمت « 6 » و عنايت ملحوظ داشته ، دلجوئيها فرمود ، و پرتو التفات « 7 » [ پاد ] شاهانه بر احوال رعايا انداخت ، و موكب همايون بطالع سعد و بخت ميمون
هامش
( 1 ) - مج : محافظت برج و باره نمود . مك : محافظت نمود .
( 2 ) - مك : و جمع ديگر از امرا متوجه اردوى حضرت اعلى شدند و امير شيخ ابو سعيد خان در ميان بداروغگى هرات آمده .
مج : و جمعى ديگر امرا و اهل سلاح متوجه اردوى همايون حضرت اعلى شدند ، و امير شيخ ابو سعيد خان از اعيان درگاه حضرت اعلى بداروغگى هرات آمده .
( 3 ) - عبارت : [ و يكى را به علت ديگرى نگيرند ، و تعرض نرسانند ] از زيادات نسخه مج مىباشد .
( 4 ) - مج : رفتند . مك : رفته .
( 5 ) - « كوه باوليگاه » : كوهى است متصل به شهر هرات
( 6 ) - مك : به نظر عنايت و مرحمت .
مج : به نظر مرحمت و عنايت .
( 7 ) - مج : پادشاهانه . مك : شاهانه .