آن فتنه را فرونشاند ، و حكم فرمود كه سپاهى تركمان و باقى جغتاى از ميان لشگر بيرون روند ، و مجموع حسب الحكم جدا شده ، باقى مردم روى باردوى معمور امير حسن بيك آوردند ، و مراحم پادشاهانهء او همه را در سايهء * عنايت پناه داد ] . « 1 » ( و حكم نمود كه امراء خراسان و متجندهء جغتاى در ظل رايت ) اقبال سرايت يادگار محمد ميرزا جمع شوند . « 2 » [ و جميع امرا و اعيان خراسان و هركس را كه بنام بود جداجدا به نظر عنايت ملحوظ داشته رعايت فرمود ، ] و امير مزيد « 3 » [ خود پيشتر ازين واقعه گرفتار گشته بود ، ] و [ ديگر ] جمع را از امراى سمرقند ، و مقربان درگاه بندهاى گران نهاده چندگاه مقيد بودند ، عاقبت همه ايشان خلاص يافته ، ميرك عبد الرحيم « 4 » [ صدر ] شهادت يافت .
و در وقت « 5 » [ هزيمت ] سلطان سعيد [ از ] اولاد او : [ شاهزاده ] سلطان محمد ميرزا ، و سلطان محمود ميرزا و « 6 » [ شاهزاده ] شاهرخ ( ميرزا ) از لشگرگاه بيرون رفتند ، و سلطان « 7 » [ محمد ] ميرزا بمخالفان ياغى شده ، بعد از جنگ و كوشش بسيار زخمدار گشته گرفتار شد . و شاهرخ
هامش
( 1 ) - عبارت : ( و حكم نمود كه امراء خراسان و متجندهء جغتاى در ظل رايت ) از زيادات نسخه مك و پا مىباشد و از ديگر نسخههاى مورد استناد محذوف است .
( 2 ) - عبارت : [ و جميع امرا و اعيان خراسان و هركس را كه بنام بود . . . داشته رعايت فرمود ] از زيادات پا و مج است .
( 3 ) - مج : و امير مزيد خود پيشتر ازين واقعه گرفتار گشته بود و ديگر جمع را .
مك . پا : و امير مزيد و جمع را از امراى سمرقند .
( 4 ) - مج : عبد الرحيم صدر شهادت .
مك : عبد الرحيم شهادت .
( 5 ) - مج : و در وقت هزيمت سلطان سعيد از اولاد او شاهزاده سلطان .
مك . پا : و در وقت سلطان سعيد اولاد او محمد ميرزا .
( 6 ) - مج : محمود ميرزا و شاهزاده شاهرخ از لشگرگاه .
مك . پا : محمود ميرزا و شاهرخ ميرزا .
( 7 ) - مج : و سلطان محمد ميرزا .
مك . پا : و سلطان محمود ميرزا .