تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روضات الجنات في اوصاف مدينه هرات ( فارسى ) — صفحة 288

مساهمون:

ص٢٨٨
در هرات بودند چون : « 1 » جناب اعلى مولانا قطب الدين احمد الامامى قاضى ، و جناب « 2 » مولانا كمال الدين حسين ، و امير تاج الدين حسن ملكى ، و « 3 » امير بىنظير و اشراف و كلانتران بلده و بلوكات و ولايات بضبط شهر و مرمت و استحكام برج و باره قيام نمودند ، و مردم از بيرونها در شهر درآمده ويرانها و چهار ديوارها بتلاش تصرف كردند ، و ازدحام و كثرة خلايق بسيار خانها در زيرزمين ساختند ، و حكام حكم فرمودند كه در هرمحلت از ده سرا چهار را خالى سازند جهت سپاهيان و مردم بيرونى و رعيت اگرچه در زحمت بودند رضا دادند ، و خلايق بر سر برج و باره رفته و بالاى برج بسيبه « 4 » بادبند تنبى تالارها و بناها ساختند ، و با آنكه پيرامن شهر هيچكس نبود از صلابت حضرت اعلى متوهم بوده بنوعى تحفظ و حراست قيام نمودند كه سپاه بيگانه در مقابل است ، و اين محنت بدور و دراز انجاميد ، « 5 » فبالجمله از نوزدهم جمادى الاول تا چهارم ماه رمضان برج و باره
هامش
( 1 ) - مولانا قطب الدين احمد الامامى قاضى . « . . . سالها منصب قضاى هرات تعلق بآنحضرت ميداشت وفاتش در غره شوال سنه ثمان و سبعين و ثمانمايه اتفاق افتاد . » - خلاصة الاخبار فى بيان احوال الاخيار - امير خواند . ( 2 ) - مولانا كمال الدين حسين به ص 222 تا ص 221 از بخش يكم مراجعه شود . ( 3 ) - امير بىنظير : كذا ؟ شايد در اصل ( باىنظر ) بوده - نظر بيك كه از اسامى معموله تركى است . عبد الرزاق سمرقندى او را ( امير غياث الدين بىنظير ) نوشته است . مطلع السعدين و مجمع البحرين . ( 4 ) - بسيبه بادبند تنبى تالارها و بناها ساختند . اين عبارت در اصل نسخه مخطوطه : « سبب بادند سى تارلاها و پناها ساختند » نوشته شده است ، گويا ناسخ اين كلمات را از روى نسخه منقول عنها - چون نتوانسته است بخواند - صورت‌نويسى كرده است ، و شايد هم اصل نسخه منقول عنها چنين بوده . بهرحال چون اين عبارت از زيادات نسخه مج مىباشد و از ساير نسخ مورد استناد محذوف است لذا اصلاح قطعى آن ميسر نگرديد و قياسا و بقرينهء مطلب و سياقت عبارت كلمات مذكوره برحسب سليقه قرائت و اصلاح گرديد . ؟ و « سيبه » : پناه‌گاه ، ديواربست كه در پناه آن جنگ كنند . فرهنگ و صاف . غياث اللغات . و « تنبى » : غرفه و بالاخانه . و « تالار » : وزن سالارخانهء باشد كه بالاى چند ستون سازند و با نردبان بر بالاى آن روند - آنندراج . و ضمهء ياء تنبى بجاى واو عطف مىباشد . ( 5 ) - فبالجمله : اين كلمه در اصل : « فباجه » نوشته شده است و بقرينهء سياقت عبارت و برحسب سليقه اصلاح شد .