تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روضات الجنات في اوصاف مدينه هرات ( فارسى ) — صفحة 287

مساهمون:

ص٢٨٧
مولانا صدر الدين اصونان « كذا ؟ » طبيب او را تعريف نموده جديت او در دين متين و تقويت شرع مبين عرضه كرد ، امير حسن بيك او را بخشيده ، در مجلس خاص رخصت جلوس داد ، ديگر جمعى از معارف خراسان بقتل رسيدند ، و بعضى استادان ماهر ، و هنرمندان فايق محبوس شدند ، ] و چون گذر آب كه شيروانشاه كشتى ميفرستاد در برابر اردوى سلطان سعيد نبود ، بلكه [ يك ] دو فرسنگ دور تر بود ، [ امير ] حسن بيك دويست سوار فرستاده بود كه گذرگاه را غارت كنند ، و سلطان [ سعيد ] ده كس ( را ) بخبرگيرى تعيين فرموده ارسال نموده بود ، اتفاق چنان افتاد كه اين ده كس بخروس بيك - كه از اردوى [ امير ] حسن بيك در عقب [ آن ] دويست كس ميرفت - رسيدند ، او را گرفته پيش سلطان سعيد آوردند ، و احوال ( را ) معلوم كرده ، جمعى از دلاوران سپاه را بر سر آن دويست كس فرستاد تا جمعى ( ازيشان ) را دستگير كرده بازآمدند ، بعد ازين صورت به چند روز شبى غلبهء از مخالفان بكنار اردو [ ى سلطان سعيد ] آمده سورن انداختند ، شاهزاده‌ها : سلطان محمد ميرزا ، و سلطان محمود ، [ و امرا ] ، و سرداران لشكر جوق‌جوق آمده زانو زدند ، و اجازت طلبيده مبالغه كردند كه بيرون روند ، فرمود كه [ در ] شب بر سر ياغى رفتن خوش نيست و اجازت نداد ، على الصباح هزار سوار از عقب مخالفان رفته معلوم كردند كه هزار و پانصد سوار زياده نبود ( ه‌ا ) ند ، تأسف بسيار خوردند [ بىفايده ] ، بعد از آن تركمانان دلير شده بتاخت مىآمدند ، و در حوالى اردو از ترك و تاجيك هركرا ميديدند ميكشتند ، و چهارپايان مىراندند ، و چون الاغان لشكر سلطان [ از جهت قحط قوت ] قوت نداشتند بيرون رفتن متعذر بود ، و چندگاه اردو [ ى سلطان سعيد ] برين روزگار تباه ، [ ع :
نى رأى سفر كردن و نى روى اقامت ]
در آن وحشتگاه بماند . [ و درين ايام كه سلطان سعيد را اين حالت و ملالت پيش آمده بود ، مردم هرات نيز تفرقه و تشتت عظيم داشتند ، بواسطهء آنكه خبر جنبش موكب حضرت اعلى ابو الغازى سلطان حسين ميرزا از جانب خوارزم و نسا و ابيورد بتواتر ميرسيد ، جمعى حكام كه