چمن چهارم « 1 » از روضهء بيستم در ذكر ولادت « 2 » [ شاهزاده ] بايسنقر سلطان و يراق چهارطاق جهت سنت ختان ( فرزندان ) « 3 »
در اوائل شوال اين سال از مطلع عزت و اقبال كوكبى « 4 » ( طالع ) شد ، و از مشرق سلطنت و جلال اختر فرخنده منظرى لامع گشت ، و سلطان سعيد را فرزند سعادتمندى در وجود آمده ، بايسنقر نام كرد ، و از ظهور اين نوباوهء باغ سلطنت مواد سرور و بهجت از همهء خاطرها سربرزد ، و حكم شد كه رعايا بيراق چهارطاق ، و ترتيب اسباب رود و سرود قيام نمايند ، و سوقيه و محترفان ، و ارباب هنر ، و اصحاب صناعات ، مجلسى از فردوس اعلى رنگينتر ، و بزمى از عرصهء فلك مينا با تزيين ترسر « 5 » ( ا ) نجام دادند ، و ابواب عيش و سرور ، بر چهرهء خلايق از نزديك و دور برگشاد ، دور سماع رقاصان ، و زمزمهء سرود مطربان چرخ را از كار مىبرد ، و زهره را در چرخ مىآ ( و ) رد « 6 » ،
« 7 » [ امير ] خسرو :
رقصكنان چون به زمين پا زنند * در حق ناهيد لگدها زنند
هامش
( 1 ) - عبارت : [ از روضه بيستم ] در هيچيك از نسخههاى مورد اعتماد موجود نيست ، اما براى حفظ و رعايت نسق كلام در اينجا الحاق گرديد .
( 2 ) - مج . پا : ولادت شاهزاده بايسنقر .
مك : ولادت بايسنقر .
( 3 ) - مك : ( فرزندان ) . اين كلمه از ساير نسخ محذوف است .
( 4 ) - مج . پا : كوكبى شد . مك : كوكبى طالع شد .
( 5 ) - مج : سرنجام . مك . پا : سرانجام .
( 6 ) - مج : آرد . مك : آورد .
( 7 ) - مج : امير خسرو . پا . مك : خسرو .