نشان جمع آمده ، موكب همايون به طرف فوشنج نهضت فرمود ، و از آنجا بجانب پلمالان و اولنگ هزارجريب خراميد ، چون آوازهء عزيمت پادشاهانه به آن گمراهان رسيد بنيان اقتدار و اركان اصطبار « 1 » ايشان مزلزل گشته ، دست تضرع در دامن تشفع زدند ، و بجانب كرامت انتساب شيخ نور الملة و الدين محمد ولد ارشد حضرت ولايت پناه حقايق انتباه شيخ بهاء الدين عمر قدس إله اسرار هما توسل نمودند ، تا از سلطان سعيد * « 2 » در قصد تعرض ايشان خالى از ترددى نبود مطلوب جناب مشار اليه باسعاف مقرون داشته ، « 3 » مولانا شمس الدين على 31 صاحب كشف را تعيين فرمودند كه بميان آنجماعة رود ، و ايشانرا بنصيحت در مقام اطاعت آورد ، و امير احمد حاجى مقرر شد كه مال چندين ساله ازيشان بوصول رساند . و بمستقر خلافت بازآمده خورشيد صفت سايه مرحمت و عاطفت بر مفارق رعايا انداخت ، و بانوار رافت و نصفت ساحت مملكت را منور ساخت ، و چون خدموحشم بسيار و سپاه و لشكر بىشمار بر درگاه گردون اشتباه جمع بود ، رأى ملك آراى فرمان داد كه لشكريان خندق هرات را پاك كرده عميقتر سازند ، و حكم شد كه امراى تومان و وزراى ديوان و تمامى مقربان و « 4 » ايجكيان اهتمام نموده سركارى نمايند ، و لشكريان را كار فرمايند ، و چند روز از صبح تا شام على الدوام بدان امر قيام نموده ، خندق را بنوعى مغاك ساختند كه در گمان كسى نبود « 5 » ] .
درين اثنا عرض مرضى بر مزاج سلطانى طارى شده ، طبيعت از قانون صحت منحرف گشت ، و صداع خلل در دماغ پيدا كرده دردسر بيفايدهء ميداد ، قواى طبيعى از منهج اعتدال عدول نمود ، حركت عروق نابضه تغيير پذيرفت ، حرارت غريزيه كه سبب حياتست افسرده شده ، و روضهء زندگى از وصمت صرصر مرض پژمردگى يافت ،
هامش
( 1 ) - در اصل : ( اضطرار ) ؟ برحسب سليقه اصلاح شد .
( 2 ) - در محل ستاره عبارتى حذف شده و چون اين فصول از زيادات نسخه مج است اصلاح آن ميسر نگرديد .
( 3 ) - مولانا شمس الدين على فارسى صاحب كشف . ذكر او در ملحقات حواشى خواهد آمد .
( 4 ) - ايجگيان : كذا . شايد : ايناكچيان يا ايناقچيان بوده و ايناق در زبان مغولى مصاحب و مقرب درگاه ملوك است . يا ايشكچيان يعنى شهرداران چه ايشك بمعنى دروازه است ، يا ايلخيچيان يعنى اصطبلچيان .
( 5 ) - تا اينجا از زيادات نسخه مج مىباشد .