تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روضات الجنات في اوصاف مدينه هرات ( فارسى ) — صفحة 267

مساهمون:

ص٢٦٧
مركز دايرهء دولت و مقر سرير خلافت بود رايت اقامت برافراخت ، و خانه شرف و منزل عزّ را بفر جلوس همايون مشرف و منور ساخت ، « 1 » [ و چند روز در هرات بوده ، برسم ييلاق از تخت دار الملك بجانب بادغيس و « تخت ملك » ميل فرمود ، و عيد رمضان در آن مرابع دلگشا و منازل جان‌فزا گذرانيده ، و ايام عيد اضحى معاودت ، بمستقر سلطنت همايون نزول كرد ] . و چون سنه سبعين و ثمانمايه درآمد تمامى امور مملكت در سلك مرام منتظم بود ، و بميامن نصفت و عاطفت پادشاهانه آيين ظلم و بيداد و قاعدهء شر و فساد منهزم ، از سرحد چين « 2 » و صحراى قلماق تا اقاصى خوارزم و اداق ، و از انتهاى مازندران ، تا انحاء « 3 » مغولستان ، و از « 4 » پيشان تركستان تا پا ( يا ) ن هندوستان در تحت تصرف سلطان سعيد درآمده ، سرافرازان ممالك و گردنگشان اقاليم سر بر خط متابعت و مطاوعت او داشتند . « 5 » [ بيت :
چو ماه رايت او در هواى ملك بتافت * درونه دود ستم ديد كس نه گرد فتن ز پاسبانى عدلش شدند مستغنى * ز كوتوالى ارواح قلعهاى بدن ] .
وصيت معدلت و آوازهء مرحمتش چنان در اطراف و اقطار بلاد و امصار شايع و منتشر گشت كه ساكنان اقاليم مساكن و اماكن قديم گذاشته التجا بسايه عاطفتش مينمودند . « 6 » [ از آن جمله درين سال از نواحى ممالك عراق پانزده هزار خانوار مردم احشام
هامش
( 1 ) - عبارت : [ و چند روز در هرات بوده ، برسم ييلاق . . . . بمستقر سلطنت همايون نزول كرد ] از زيادات مج است . ( 2 ) - صحراى قلماق : از صحارى تركستان . ( 3 ) - انحاء : كذا بحاء مهمله ، شايد ( انجاء ) بفتح اول و جيم نقطه‌دار : بلنديهاى زمين . ( 4 ) - پيشان : پيش كه از آن پيشتر چيزى نباشد يعنى انتها . فرهنگ برهان قاطع . ( 5 ) - عبارت : [ بيت :چو ماه رايت او در هواى ملك بتافت . . . * ز كوتوالى ارواح قلعهاى بدن ]از زيادات مج است . ( 6 ) - عبارت : [ از آن جمله درين سال از نواحى ممالك عراق پانزده هزار خانوار مردم احشام . . . خندق را بنوعى مغاك ساختند كه در گمان كسى نبود ] - از س 17 ص 267 تا س 15 ص 269 تماما از زيادات نسخه مج است و از ديگر نسخه‌هاى مورد اعتماد محذوف است .