و فتح نامها به اطراف ممالك فرستادند ، و سلطان سعيد امور و مهمات آن مملكت را ضبط و سرانجام داده در فصل خزان كه لشكر سرما طغيان كرده بر سر ساكنان باغ و بوستان تاختن آورد ، و سبزپوشان چمن را از حلى و حلل مستعار و سندس و استبرق بهار عريان كرده عزيمت معاودت بجانب خراسان مصمم فرمود ، و بيست و دوم ربيع الثانى در « باغ سفيد » كه مستقر اقبال بود نزول اجلال فرمود ، محمد جوكى ميرزا را آورده در حصار اختيار الدين حبس فرمود .
مقارن اين حال يونس خان كه از ديرباز بحسن عنايت و عاطفت سلطان سعيد سرافراز بود ، و چند نوبت بميامن امداد و مساعدت سلطانى بايل والوس ، و جلوس بر مسند خانى فايز گشته بسبب نكبتى از حوادث روزگار روى اميد بدرگاه پادشاه آورد ، سلطان سعيد مراسم تعظيم و اجلال تقديم نموده ، استقبال بجاى آورد ، و خان را دلداريها داده چند مجلس طويهاى كه لايق خان بود ترتيب فرمود ، و اسباب سلطنت و يراق خانيت او از اسبان پادشاهانه ، و خلعتهاى خسروانه و خيمه و خرگاه و سراپرده و بارگاه ، و كلاه و كمر گرانمايه و استران و شتران مايه انعام كرد ، و حكم فرمود كه از ولايات ماوراء النهر چند تومان لشكر ملازم ركاب خان باشند و بهرطرف كه عزيمت نمايد كوچ دهند ، و خان را اجازت انصراف ارزانى داشت .
در خلال اين احوال معلوم فرمود كه بقيه از مرض طاعون در بلده و بلوكات هنوز هست عزيمت ييلاق بادغيس و اولنگ گيتو فرمود .
و درين فرصت اخبار متواتر شد كه بليه و به او واقعهء طاعون در ممالك ماوراء النهر خصوصا دار الملك سمرقند زياده از چون و چند واقع است . و چندين نهال مثمر جاه و جلال بصرصر قهر و نكباء نكبت از بيخ و بن منقطع گشت ، و اموال موفور از قبل بيت المال و اصل خزانه شد . « 1 »
و هم درين فرصت خبر بسلطان سعيد رسيد ، كه حضرت اعلى ابو الغازى سلطان حسين ميرزا كه در نواحى خوارزم و اداق بود جنبش نمود ،
هامش
( 1 ) - و اموال موفور از قبل بيت المال و اصل خزانه شد . ؟ ؟