تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روضات الجنات في اوصاف مدينه هرات ( فارسى ) — صفحة 255

مساهمون:

ص٢٥٥
« 1 » [ و چند نوبت از جانب دروازهء خوش جنگ انداخت و از « 2 » « درب خوش » در طرف « فيروزآباد » و « ميدان سعادت » ، و « خانچه باد » ميدان جنگ آراست ، و حربهاى مردانه و دستبردهاى دلاورانه واقع شد ، ] « 3 » در اثناى اين حال قصبه زيارتگاه كه از غايت معمورى و آبادانى حكم مصر جامع داشت غارت عام يافت ، و از نفايس اموال و غرايب امتعه و اثقال آنچه بمدتهاى مديد حاصل كرده « 4 » ( بودند ) عرضه تاراج گشت ، و در ميان غارت جمعى از بهادران لشكر منصور نزاعى كرد [ ند و ] « 5 » يكى از نامداران بقتل آمد ، و قاتل « 6 » جوان ( ى ) شيرمرد بود به پلنگى مشهور از سپاه منصور روگردان شده به شهر درآمد و طبل بشارت نواختند ، حضرت اعلى چون دانست كه سرير سلطنت همايون جهت اتكا « 7 » [ و استناد ] ذات ميمون آنحضرت آماده « 8 » ( است ) اما چند روز مهلتى در كار است « 9 » ، [ و مردم شهر دلير و خيره گشته‌اند ، و بىفايده خلايق از طرفين كشته ميشوند ، و بسامان كارى از پيش نميرود ] فرمود كه :
اين باربر نيايد بار [ ى ] دگر برآيد
و بيست و هفتم ذى الحجه مردم شهر اول صبح بآهنگ جنگ و طلب نام و ننگ برخاستند ، خلق بسيار بر درهاى دروازه آواز برآوردند كه حضرت اعلى كوچ كرده « 10 »
هامش
( 1 ) - عبارت : [ و چند نوبت از جانب . . . دلاورانه واقع شد ] از زيادات نسخه مج مىباشد . ( 2 ) - « درب خوش » ، « درب فيروزآباد » ، « ميدان سعادت » و « خانچه آباد » از محلات شهر هرات است . ( 3 ) - تا اينجا از زيادات مج است . ( 4 ) - مك : كرده بودند عرضهء . مج : كرده عرضهء . ( 5 ) - مج . پا : كردند و يكى . مك : كرد يكى . ( 6 ) - مج : جوان . مك . پا : جوانى . ( 7 ) - مج : و استناد . مك : اين كلمه را ندارد . ( 8 ) - مك . پا : آماده است اما چند . مج : آماده اما چند . ( 9 ) - عبارت : [ و مردم شهر دلير و خيره گشته‌اند . . . . كارى از پيش نميرود ] از زيادات مج است . ( 10 ) - مج : كرده معاودت . مك : كرده و معاودت .