تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روضات الجنات في اوصاف مدينه هرات ( فارسى ) — صفحة 252

مساهمون:

ص٢٥٢
زيروزبر كرده داعيهء تسخير هرات دارد ، چون سلطان سعيد ازين حال وقوف يافت ، « 1 » [ هرچند بسيار شاق نمود ، از كمال تمكين و وقار ] آن را ناشنيده انگاشت ، « 2 » [ و ] همچنان در تسخير حصار ميكوشيد ، و امير سيد اصيل « 3 » ( الدين ) ارغونى ( را ) با جمعى بخراسان فرستاد ، كه از حال مخالفان واقف و خبردار باشد ، چون بسبزوار « 4 » [ نشابور ] رسيدند ، از طرف مازندران قاصدان خبر آوردند ، كه حضرت اعلى از مازندران بيرون آمده بتحقيق عازم خراسانست ، امراى سمرقند مصلحت جنگ نديدند ، بهرات آمده ، در حصانت و استحكام شهر سعى نمودند ، و مردم ولايات نزديك و بلوكات را به شهر « 5 » ( در ) آوردند ، و هر دروازه را يكى از امرا متعهد شد « 6 » [ ند ، كه محفوظ سازند ] . و حضرت اعلى متوجه هرات شده ، و امير حسن شيخ تيمور از خبوشآن ، و امير محمد غياث بيك از ابيورد ، بموكب همايون « 7 » [ ملحق ] شده ، نوازش خسروانه يافتند ، و بيراق تمام عازم هرات گشته ، از آوازهء توجه ميمون و هم و هراس « 8 » [ و هيبت و بأس عظيم ] بر مردم هرات مستولى گشت « 9 » ، [ و شمعها ] و مشعلها بر برجها « 10 » [ و كنگرها ] افروخته ، غلغلهء حاضر باش
هامش
( 1 ) - عبارت : [ هرچند بسيار شاق نمود از كمال تمكين و وقار ] از زيادات مج است . ( 2 ) - مج : و همچنان . مك : همچنان . ( 3 ) - مك . پا : اصيل الدين ارغونى را با جمعى . مج : اصيل ارغونى با جمعى . ( 4 ) - مج : نشابور . مك : ندارد . ( 5 ) - مج : به شهر آوردند . مك : به شهر درآوردند . ( 6 ) - مج : متعهد شدند كه محفوظ سازند و حضرت . مك : متعهد شد و حضرت . ( 7 ) - مج . پا : همايون ملحق شد . مك : همايون شده . ( 8 ) - مج : و هيبت و بأس عظيم . مك : اين جمله را ندارد . ( 9 ) - مج . پا : و شمعها . مك : ندارد . ( 10 ) - مج : و كنگرها . مك . پا : اين كلمه را ندارد .