تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روضات الجنات في اوصاف مدينه هرات ( فارسى ) — صفحة 253

مساهمون:

ص٢٥٣
« 1 » و [ ولوله ] نفير پاسبانان زلزله در اجزاى اجرام علوى انداخت ، و امير حسين شيخ تيمور مخالفت نموده شب بيست و دوم ماه مذكور به شهر درآمد ، و مردم هرات از آمدن او « 2 » [ دلى ، و ] قوت [ ى ] يافتند ، و عظيم شادمان گشته در قلعه‌دارى « 3 » [ و مخالفت ] مستحكم شدند ، پس حضرت اعلى روز دوشنبه بيست و چهارم ذى قعده از جانب « 4 » « مختار » و « خيابان » « 5 » [ با لشكر گران ، و حشر بيكران درآمده ] بباغ زاغان نزول فرمود ، و « 6 » [ لشكريان جرأة نموده بحوالى شهر آمدند ، و اظهار جلادتى كردند ، و شهر را بنوعى مضبوط ساخته بودند كه بجنگ و جدال صورت فتح و تسخير آن محال مينمود ، چه بروج و دروازها را بعد از استحكام تمام بر كلانتران بلوكات ، و امامان محلات قسمت كرده بودند ، و در همهء مواضع از امرا و اتراك داروغگان تعيين نموده ، و بر سر فصيل از نيزه و تير و سنگ و آلات و ادوات جنگ آنچه در خاطر گشتى مهيا بود ، و بر بالاى دروازها خانها از چوب به مثل صندوقها ساخته بودند ، و بر تمامى برجها شكل صندوق از چوب ترتيب داده بودند ، چنان كه يك گز يا دو گز ديوار مانند « 7 » « مخارجه » بيرون برده بودند ، و در هر صندوقى چهار يا پنج قاپوچى ميتوانست ، كه بنشيند و بر اطراف و جوانب او تيركشها راست كرده ، كه هرگاه خواهند تير اندازند ، و در ته صندوق تختهء تعبيه نموده كه چون دور كنند هرچند كس كه در شيب صندوق باشند توان ديد ، و هرچه خواهند بر سر آنكس توان ريخت ، و باز چون تخته را پيش آرند استوار گردد .
هامش
( 1 ) - مج : و ولوله . مك : ندارد . ( 2 ) - مج : از آمدن او دلى و قوتى يافتند . مك : از آمدن او قوت يافتند . ( 3 ) - مج : و مخالفت . مك : ندارد . ( 4 ) - مقصود « كوه مختار » است . ( 5 ) - مج : با لشكر گران و حشر بيكران درآمده مك . پا : اين عبارت را ندارد . ( 6 ) - عبارت : [ لشكريان جرأة نموده بحوالى شهر آمدند و اظهار . . . و باز چون تخته را پيش آرند استوار گردد . القصه ] تماما از زيادات نسخه مج مىباشد و از ساير نسخ مورد استناد محذوف است . مك : نزول فرمود و ترتيب و اسباب قلعه‌دارى بر وجهى سرانجام . ( 7 ) - مخارجه : كذا فى الاصل ؟ شايد ( خارجه ) درست باشد ، و الخارجه مؤنث الخارج الظاهر من كل شىء .