پرتو خورشيد كه گرمگاه * در پنه خيمه همى جسته راه
بسكه شده سايه ز گرما سياه * كرم درانداخته خود را بچاه
چنانچه برخصت فتوى علماى اسلام مردم بسيار از خواص و عوام روزه خوردند ، و رعيت زياده قوتى حاصل آمد ، و بجد هرچه تمامتر بحراست و محافظت برج و بارو قيام نمودند ، و شب تا روز مشعلها افروختند ، و خرمن پندار مخالفانرا از شرر غصه بسوخت ، و تا صبح جمعه كه كوتوال قلعهء طارم چهارم بر فراز برج حصار نيلىفام برآمد ، و به تيغ شعاع مواكب كواكب را از صحن معركه آسمان منهزم گردانيد ، لشكر بداختر مخالف بجلادت و مبادرت تمام روى بجنگ آوردند ، تير چون معنى باريك در دلها جاى ميگرفت ، و تيغ چون بلاى ناگهان بر سر گردنكشان فرود مىآمد ، قوارير نفط مانند شهاب ثاقب بر فرق عفاريت حرب ميريخت ، و سنگ رعد مثل قضاى آسمانى بجان ستانى درآمد ، مقارن اين حال جمعى از رجال ابطال از جانب « 1 » نهر كارتبار گره غيرت بر گوشهاى ابروزده با دستهء تير در ميان ، و شمشيرها حمايل ، خود را از باره انداختند ، و از خندق گذشته روى بجانب مخالفان آوردند ، و جمعى از ياغيانرا كه در مواضع نزديك باره در كمين نشسته بودند ، و فى الجمله پناهكى داشتند همه را هزيمت ساختند ، تا وقتى كه مردم به نماز جمعه اشتغال نمودند ، جماعتى مخالفان بحدت و شدت تمام روى بكارزار آوردند ، و بيشتر هجوم ايشان از جانب فيروزآباد و در مقابل برجى كه تعلق بمردم اسفزار داشت ، و كار بدان رسيد كه جمعى از ايشان از خندق گذشته بپاى فصيل بيرون رسيدند ، و بسوراخ كردن فصيل بتعجيل هرچه تمامتر مشغول گشتند ، و من درين محل بر فراز فصيل دوم بر بالاى سر ايشان بودم ، و برأى العين مشاهدهء اين احوال مينمودم . درين اثنا بعضى از اوليا و گوشهنشينان از اضطراب و اضطرار مسلمانان وقوف يافتند ، بيخودانهوار بر سر فصيل برآمدند ، و تيرهاى اصابت
هامش
( 1 ) - كارتبار : در اصل ( شهر كاوار ) نوشته است ، قياسا اصلاح شد .