بيت
جائى كه آفتاب كشد تيغ اقتدار * سرگشتگى است مصلحتى ذره در هوا
و بهادران سپاه ظفرپناه ، به زخم سهام خونآشام ، كه صفير مرگ در سوفار ، و سفير اجل در دنبال داشت ، بروج و كمينگاههاى حصار را از مردان جنگى تهى ساختند ، و هم و هراس ، و هيبت و باس لشكر گردون اساس ، حمله بر اهل حصار آورده ، ديدند كه كار از دست ، و دست از كار ميرود ، مولانا احمد يساول مصلحت در مصالحت ديد ، به حكم آنكه :
مصراع :
هركجا بر نتوان جست فروبايد جست
از اوج جبارى بر حضيض تضرع و زارى آمده ، جمعى را شفيع ساخته تا خون او را درخواست كردند ، و مولانا روز جمعه دوم ماه مبارك رمضان ،
ع :
تيغ در دست و كفن بر گردن ،
از حصار بيرون آمد ، و خاك درگاه ببوسيد ، و مراحم پادشاهانه ، رقم عفو و اغماض بر جرايد جرأة ، و جرايم او كشيد ، و چنان حصارى كه صورت فتح تيسير آن بر آينهء ضمير هيچ عالمگيرى عكسپذير نگشته بود ، بايسر وجهى مفتوح گشت ، و امداد فتوحات الهى ، و آثار افاضات نامتناهى بروزگار خجسته آثار جهانشاهى ظاهر و باهر شد ] . « 1 »
و فرمان داد كه احكام و ا [ و ] امر حضرت « 2 » خاقان مغفور از تركى و فارسى مجرى و ممضى داشته ، بىآنكه بعرض رسانند امضا دهند ، و در جميع امور از مالى و ملكى دستور زمان آنحضرت [ را ] ملحوظ « 3 » و منظور دارند . و چند روز بوده عزيمت هراترود
هامش
( 1 ) - تا اينجا از زيادات مج مىباشد .
( 2 ) - مج . پا : و اوامر حضرت . مك : و امر حضرت .
( 3 ) - مج : آنحضرت را ملحوظ . مك : آنحضرت ملحوظ .