روضهء نوزدهم در جلوس پادشاه تركمان بر سرير سلطنت مملكت خراسان
جهانشاه ميرزا [ ارشد و ] « 1 » امجد اولاد امير قرايوسف تربيت يافته « 2 » [ حضرت خاقان مغفور ] شاهرخ سلطان بود ، كه آنحضرت در يورش سيم عراق « 3 » [ و ] آذربيجان آن مملكت را به او ارزانى فرموده بود ، و او در زمان حيات « 4 » [ خاقان مغفور ] هميشه سر بر خط فرمان داشته ، ( و ) در مقام طاعت و باجگذارى بود ، و چون آنحضرت بر سرير ملك ابدى تكيهگاه ساخت ، خيال استخلاص ممالك فارس و عراقين در دماغ انداخت ، اما از صولت دولت سلطان محمد ميرزا « 5 » [ و بابر ميرزا ] پاى از اندازه بيرون نمىنهاد ، تا چون ايشان از عالم فانى بدار الملك باقى رحلت كردند ، « 6 » [ مملكت فارس و عراق را ] ضميمهء آذربيجان ساخته در تصرف آورد ، و چون ملك خراسان بسبب منازعت شاهزادگان پريشان و بىسامان شد ، فرصت مغتنم شمرده ، عزيمت تسخير خراسان نيز مصمم گردانيد ، و با لشكرى چون حكم محكم و قضاى مبرم از تهمت رجعت و وصمت خلل محفوظ و مصون ، منازل و مراحل پيموده ، پانزدهم شعبان بر سرير سلطنت خراسان تكيهگاه ساخت ، « 7 » [ و انوار معدلت او اطراف مملكت را منور گردانيد ، ] رايت جلال بر ذروهء استقلال برافراخت ، « 8 » [ و نخست بمدرسه
هامش
( 1 ) - مج : ميرزا ارشد و امجد . مك : ميرزا امجد .
( 2 ) - مج : حضرت خاقان مغفور . مك : اين عبارت را ندارد .
( 3 ) - مج : عراق و آذربيجان آن مملكت را به او ارزانى فرموده بود .
مك . پا : عراق و آذربايجان را به آن ارزانى فرموده بود .
( 4 ) - مج . پا : خاقان مغفور . مك : اين جمله را ندارد .
( 5 ) - مج : محمد ميرزا و بابر ميرزا پاى از . مك : محمد ميرزا پاى از .
( 6 ) - مج . پا . س : مملكت فارس و عراق را . مك : اين عبارت را ندارد .
( 7 ) - عبارت : [ و انوار معدلت او اطراف مملكت را منور گردانيد ] از زيادات مج است .
( 8 ) - عبارت : [ و نخست بمدرسه گوهرشاد بيگم رفته شرايط زيارت باقامت رسانيد ] . از زيادات مج و پا مىباشد .